شاید عبارت «1ms» را روی جعبه مانیتورهای زیادی دیده باشید. زمان پاسخگویی مانیتور که معمولاً با معیارهای GtG و MPRT توصیف می‌شود، نقش مهمی در اجرای روان و بی‌نقص بازی‌ها یا هر نوع تجربه بصری از مانیتور دارد. اما تفاوت بین 1 میلی ثانیه GtG با 1 میلی ثانیه MPRT چیست و آیا تأخیر 1ms که توسط سازندگان ادعا می‌شود، همیشه حقیقت دارد؟ در ادامه با مقایسه ریسپانس تایم GtG و MPRT برای پاسخ به این سوالات، همراه ما باشید.

دانلود و مشاهده در آپارات شهر سخت‌افزار

مشاهده در یوتیوب شهرسخت‌افزار

فهرست مطالب این مقاله:

- زمان پاسخگویی (Response Time) مانیتور چیست؟
- زمان پاسخگویی GtG چیست؟
- زمان پاسخگویی MPRT چیست؟
- تفاوت نمایشگرهای Sample-and-Hold با Impulse-Type
- تأثیر پنل مانیتور روی ریسپانس تایم
- آیا زمان پاسخگویی ۱ میلی‌ثانیه در مشخصات مانیتورها حقیقت دارد؟
- چه ویژگی‌هایی در ریسپانس تایم مانیتور نقش دارند؟
- چطور می‌توان زمان پاسخگویی مانیتور را سریع‌تر کرد؟
- زمان پاسخگویی مناسب برای هر نوع استفاده چقدر است؟
- GtG یا MPRT؛ کدام برای گیمینگ مهم‌تر است؟

برخلاف گذشته، این روزها با پیشرفت فناوری، مانیتورها خود به عضوی کلیدی در گیمینگ تبدیل شده‌اند. پیچیده‌تر شدن مشخصات فنی و اضافه شدن ویژگی‌های مدرن، سبب شده تا سطح گیمینگ بالاتر رفته و انتخاب مانیتور مناسب نیز باتوجه به تنوع بازار، سخت‌تر شود. یکی از عواملی که در انتخاب مانیتور نقش دارد، همین ریسپانس تایم یا زمان پاسخگویی است.

در این مقاله قصد داریم ضمن تعریف کلی از شاخص Response Time مانیتور، معیارهای اندازه‌گیری آن از جمله GtG و MPRT را تشریح کرده و تفاوت‌های این دو را به خوبی مشخص کنیم. همچنین خواهیم دید که چطور می‌توان مدت پاسخدهی مانیتور را کوتاه‌تر کرد و برای هر نوع استفاده‌ای می‌بایست از چه مانیتور و ریسپانس تایمی استفاده کرد.

گروه مهندسین تخت جمشید، واردکننده مانیتورهای گیمینگ Redragon و HKC در بازار ایران است که محصولات این دو برند معتبر را با گارانتی تعویض رسمی در ایران عرضه می‌کند. تنوع بالای این مانیتورها سبب شده تا بتوان در هر رده قیمتی، مشخصات مورد نظر از جمله ریسپانس تایم مناسب را پیدا کرد.

زمان پاسخگویی (Response Time) مانیتور چیست؟

زمان پاسخگویی یا ریسپانس تایم یکی از مهم‌ترین مشخصات فنی نمایشگرها، به‌ویژه در مانیتورهای گیمینگ است. این پارامتر نشان می‌دهد که یک پیکسل در نمایشگر با چه سرعتی می‌تواند از یک حالت رنگی به حالت رنگی دیگر تغییر کند. هرچه این تغییر سریع‌تر انجام شود، تصویر در صحنه‌های سریع واضح‌تر باقی مانده و اثراتی مانند تاری حرکتی (Motion Blur) یا شبح تصویر (Ghosting) کمتر دیده می‌شود.

هنگامی که مثلاً در بازی‌های اکشن یا ورزشی، یک شیء با سرعت بالا در صفحه حرکت می‌کند، پیکسل‌های نمایشگر باید به سرعت رنگ خود را تغییر دهند تا فریم جدید به‌درستی نمایش داده شود. اگر این تغییر کُند باشد، پیکسل‌ها هنوز در حال نمایش فریم قبلی هستند و همین موضوع باعث ایجاد دنباله یا تاری در پشت اجسام متحرک می‌شود.

در همین رابطه بخوانید:

- زمان پاسخگویی مانیتور یا Response Time چیست؟

به همین دلیل، زمان پاسخگویی پایین‌تر معمولاً به معنای عملکرد بهتر در بازی‌هاست. بسیاری از مانیتورهای گیمینگ مدرن، زمان پاسخگویی اسمی در محدوده ۱ تا ۵ میلی‌ثانیه دارند، در حالی که مانیتورهای قدیمی‌تر یا مدل‌های اداری ممکن است زمان پاسخگویی بالاتری داشته باشند.

تفاوت ریسپانس تایم با رفرش ریت

در نگاه اول، برخی کاربران ریسپانس تایم را با نرخ نوسازی تصویر (Refresh Rate) اشتباه می‌گیرند. در حالی که این دو مفهوم کاملاً متفاوت بوده و هر کدام جنبه‌ای جداگانه از عملکرد نمایشگر را توصیف می‌کنند.

رفرش ریت نشان می‌دهد که نمایشگر در هر ثانیه چند بار تصویر را بروزرسانی می‌کند. این مقدار با واحد هرتز (Hz) بیان می‌شود. برای مثال، یک مانیتور ۱۴۴ هرتزی می‌تواند تصویر را ۱۴۴ بار در هر ثانیه تازه‌سازی کند. نرخ نوسازی بالاتر باعث حرکت نرم‌تر تصویر و کاهش پدیده‌هایی مانند پارگی تصویر می‌شود؛ به‌خصوص زمانی که با فناوری‌هایی مانند G-Sync یا FreeSync ترکیب شود.

GtG-VS-MPRT-16.jpg

در مقابل، زمان پاسخگویی به سرعت تغییر حالت پیکسل‌ها مربوط است. حتی اگر یک مانیتور نرخ نوسازی بالایی داشته باشد اگر پیکسل‌ها نتوانند به سرعت کافی تغییر رنگ دهند، تصویر ممکن است همچنان دچار تاری یا هاله شود.

برای درک بهتر رابطه این دو، باید به زمان هر فریم در نرخ‌های نوسازی مختلف توجه کرد. اگر زمان پاسخگویی پیکسل‌ها بیشتر از زمان نمایش یک فریم باشد، پیکسل‌ها فرصت کافی برای تکمیل تغییر رنگ ندارند و همین موضوع باعث ایجاد motion blur و ghosting می‌شود. بنابراین برای بهره‌برداری کامل از نرخ نوسازی بالا، مانیتور باید زمان پاسخگویی مناسبی نیز داشته باشد.

روش‌های اندازه‌گیری زمان پاسخدهی

زمان پاسخدهی مانیتورها می‌تواند با روش‌های مختلفی اندازه‌گیری شود و همین موضوع یکی از دلایل اصلی سردرگمی کاربران در مقایسه مانیتورهاست. تولیدکنندگان و آزمایشگاه‌های تخصصی معمولاً از سه روش اصلی برای سنجش این پارامتر استفاده می‌کنند:

  • Black to White to Black (BTB)
  • Gray to Gray (GtG)
  • Moving Picture Response Time (MPRT)

یکی از قدیمی‌ترین روش‌های اندازه‌گیری زمان پاسخگویی، Black to White to Black یا به اختصار BTB است. در این روش، مدت زمانی اندازه‌گیری می‌شود که یک پیکسل برای تغییر از کاملاً سیاه به کاملاً سفید و سپس بازگشت دوباره به سیاه نیاز دارد.

این روش در گذشته، به‌ویژه در اولین مانیتورهای LCD، معیار رایجی بود. با این حال، در استفاده واقعی نمایشگرها، تغییرات رنگی اغلب بین طیف‌های خاکستری مختلف رخ می‌دهد و نه صرفاً بین سیاه و سفید. به همین دلیل BTB همیشه نمایانگر رفتار واقعی پنل در شرایط واقعی نیست.

از آنجا که این انتقال رنگی به‌طور معمول نسبتاً کُند است، مقادیر BTB اغلب بزرگ‌تر از مقادیر GtG هستند و امروزه کمتر در مشخصات رسمی مانیتورهای گیمینگ دیده می‌شوند.

رایج‌ترین روش اندازه‌گیری زمان پاسخگویی این روزها Gray to Gray (GtG) است. در این روش، سرعت تغییر پیکسل بین دو سطح مختلف از رنگ خاکستری اندازه‌گیری می‌شود.

GtG-VS-MPRT-06.jpg

در حالی که GtG سرعت انتقال پیکسل‌ها را اندازه می‌گیرد، MPRT یا Moving Picture Response Time رویکرد متفاوتی دارد. این معیار در واقع مدت زمانی را اندازه‌گیری می‌کند که یک تصویر روی صفحه باقی می‌ماند و توسط چشم کاربر دیده می‌شود.

در مجموع، هر یک از این روش‌ها جنبه متفاوتی از عملکرد نمایشگر را اندازه‌گیری می‌کنند. در مانیتورهای گیمینگ مدرن، GtG برای سنجش سرعت انتقال پیکسل‌ها و MPRT برای ارزیابی میزان تاری حرکت اهمیت ویژه‌ای دارند؛ موضوعی که در ادامه مقاله به‌طور دقیق‌تر بررسی خواهد شد.

زمان پاسخگویی GtG مانیتور چیست؟

GtG یا G2G رایج‌ترین معیار برای سنجش سرعت پاسخ‌دهی پیکسل‌ها در مانیتورهای مدرن است. این شاخص مدت زمانی را اندازه‌گیری می‌کند که یک پیکسل برای تغییر بین دو سطح متفاوت از روشنایی خاکستری نیاز دارد. دلیل تمرکز روی طیف خاکستری این است که بیشتر تغییرات رنگی در تصاویر واقعی، در عمل به تغییرات سطح روشنایی مربوط می‌شوند و نه صرفاً تغییر کامل بین سیاه و سفید.

در مشخصات مانیتورها، مقدار GtG معمولاً با واحد میلی‌ثانیه (ms) بیان می‌شود. برای مثال، مانیتوری با زمان پاسخگویی 1ms GtG نشان می‌دهد که در بهترین حالت، یک انتقال مشخص بین دو سطح خاکستری در حدود یک میلی‌ثانیه انجام می‌شود. البته باید توجه داشت که این مقدار معمولاً سریع‌ترین انتقال ممکن در پنل است و تمام انتقال‌های دیگر الزاماً به همان سرعت انجام نمی‌شوند.

نحوه محاسبه ریسپانس تایم GtG

برای اندازه‌گیری GtG، آزمایشگاه‌های تخصصی از تجهیزات اندازه‌گیری نوری مانند فوتودیودها و اسیلوسکوپ استفاده می‌کنند. در این فرآیند، ابتدا یک پیکسل از یک سطح مشخص خاکستری به سطح خاکستری دیگری تغییر داده می‌شود و تغییر شدت نور خروجی آن ثبت می‌شود.

روش استاندارد اندازه‌گیری معمولاً بر اساس نقطه ۱۰٪ تا ۹۰٪ تغییر سیگنال انجام می‌شود. به این معنی که زمانی که روشنایی پیکسل به ۱۰٪ مقدار نهایی برسد، شروع اندازه‌گیری ثبت شده و زمانی که روشنایی به ۹۰٪ مقدار هدف برسد، پایان اندازه‌گیری محسوب می‌شود.

GtG-VS-MPRT-05.jpg

استفاده از بازه ۱۰ تا ۹۰ درصد به این دلیل است که تغییرات بسیار ابتدایی و انتهایی سیگنال ممکن است تحت تأثیر نویز یا رفتار غیرخطی پنل قرار بگیرند. بنابراین این روش دید دقیق‌تری از سرعت واقعی انتقال پیکسل ارائه می‌دهد.

در تست‌های حرفه‌ای، معمولاً چندین انتقال خاکستری مختلف مثل خاکستری تیره به خاکستری روشن، خاکستری روشن به خاکستری متوسط و خاکستری متوسط به خاکستری تیره انجام می‌شود.

میانگین این انتقال‌ها تصویری واقع‌بینانه‌تر از عملکرد واقعی پنل ارائه می‌دهد، در حالی که مشخصات رسمی سازندگان اغلب تنها سریع‌ترین انتقال را اعلام می‌کنند.

کجا GtG اهمیت دارد؟

GtG بیشترین اهمیت را در شرایطی دارد که مثل بازی‌های اکشن، تصویر با سرعت بالا در حال تغییر است. در چنین شرایطی، هر فریم جدید باید با سرعت بالا جایگزین فریم قبلی شود و پیکسل‌ها باید بتوانند تغییر رنگ خود را در زمانی بسیار کوتاه انجام دهند.

مهم‌ترین سناریوهایی که GtG نقش تعیین‌کننده‌ای در آن‌ها دارد عبارت‌اند از:

  • بازی‌های شوتر رقابتی مانند Counter‑Strike، Valorant، Call of Duty و ...
  • بازی‌های مسابقه‌ای و ورزشی با حرکت سریع اجسام در تصویر
  • استفاده از نرخ نوسازی بالا مانند ۱۴۴، ۲۴۰ یا حتی ۳۶۰ هرتز

در این موارد اگر زمان پاسخگویی پیکسل‌ها کُند باشد، تصویر دچار گوستینگ می‌شود.

چرا GtG به جای Color to Color استفاده می‌شود؟

در نگاه اول ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا زمان پاسخگویی بر اساس تغییر بین رنگ‌های کامل اندازه‌گیری نمی‌شود و بجای آن از طیف خاکستری استفاده می‌کنیم؟ پاسخ به ساختار پنل‌های LCD و نحوه تولید رنگ در آن‌ها برمی‌گردد.

در مانیتورهای LCD، ساب‌پیکسل‌ها در واقع تک‌رنگ هستند و به‌طور مستقل رنگ تولید نمی‌کنند. هر پیکسل از سه ساب‌پیکسل قرمز، سبز و آبی تشکیل شده که هرکدام با استفاده از فیلترهای رنگی، نور سفید بک‌لایت را به رنگ موردنظر تبدیل می‌کنند. به همین دلیل، آنچه در عمل تغییر می‌کند میزان روشنایی هر ساب‌پیکسل است؛ نه خود رنگ به‌طور مستقیم.

GtG-VS-MPRT-03.jpg

از آنجا که پاسخدهی هر کانال رنگی معمولاً رفتار بسیار مشابهی دارد، اندازه‌گیری زمان تغییر بین رنگ‌های کامل (Color to Color) معیار دقیقی برای سرعت واقعی پنل محسوب نمی‌شود. در عوض، اندازه‌گیری تغییر بین سطوح مختلف روشنایی خاکستری روش استانداردتری است، زیرا مستقیم سرعت تغییر شدت نور پیکسل‌ها را اندازه‌گیری می‌کند.

نقش زمان پاسخگویی GtG در MPRT

اگرچه GtG و MPRT دو معیار متفاوت هستند، اما عملکرد آن‌ها تا حدی به یکدیگر وابسته است. اگر انتقال پیکسل‌ها کند باشد (GtG بالا)، حتی با نرخ نوسازی بالا نیز ممکن است مقدار تأخیر MPRT افزایش یابد و تصویر در حال حرکت تارتر به نظر برسد. دلیل این موضوع این است که در طول مدت نمایش هر فریم، پیکسل‌ها هنوز در حال تغییر هستند و تصویر به‌صورت کامل تثبیت نشده است.

به همین دلیل در بررسی‌های تخصصی مانیتور، هر دو شاخص به‌طور همزمان بررسی می‌شوند تا تصویر دقیق‌تری از عملکرد واقعی نمایشگر در صحنه‌های متحرک ارائه شود.

زمان پاسخگویی MPRT

در سال‌های اخیر، همزمان با افزایش رفرش ریت مانیتورهای گیمینگ، معیار دیگری به نام MPRT یا Moving Picture Response Time اهمیت زیادی پیدا کرده است. برخلاف GtG که سرعت تغییر رنگ پیکسل‌ها را اندازه‌گیری می‌کند، MPRT مستقیم به میزان وضوح تصویر در حرکت مربوط می‌شود و نشان می‌دهد که یک فریم متحرک تا چه اندازه می‌تواند بدون تاری توسط چشم انسان دیده شود.

به بیان ساده، MPRT مدت زمانی است که تصویر یک فریم روی چشم باقی می‌ماند. هرچه این زمان کمتر باشد، اجسام متحرک واضح‌تر دیده می‌شوند و موشن بِلر کاهش پیدا می‌کند. این موضوع باعث شده MPRT به یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای ارزیابی کیفیت تجربه گیمینگ، به‌ویژه در بازی‌های اکشن و رقابتی تبدیل شود.

نحوه محاسبه MPRT

برخلاف GtG که بر پایه سرعت انتقال رنگ پیکسل‌ها اندازه‌گیری می‌شود، MPRT بیشتر بر اساس «مدت قابل مشاهده بودن تصویر» محاسبه می‌گردد. این معیار معمولاً با استفاده از دوربین‌های پرسرعت، سنسورهای نوری یا الگوهای حرکتی استاندارد بررسی می‌شود.

در ساده‌ترین حالت، MPRT تقریباً برابر است با مدت زمانی که هر فریم روی نمایشگر باقی می‌ماند. محاسبه آن از فرمول زیر تبعیت می‌کند:

GtG-VS-MPRT-19.jpg

برای مثال این رقم در مانیتور ۶۰ هرتز، 144 هرتز و 240 هرتز به ترتیب برابر با 16.7، 6.9 و 4.1 میلی‌ثانیه خواهد بود.

GtG-VS-MPRT-10.jpg

این مقادیر نشان می‌دهند که حتی اگر پیکسل‌ها انتقال بسیار سریعی داشته باشند، تا زمانی که هر فریم برای چند میلی‌ثانیه روی صفحه نگه داشته شود، چشم انسان همچنان مقداری تاری حرکت را احساس خواهد کرد.

MPRT کجا اهمیت دارد؟

ریسپانس تایم MPRT بیشترین اهمیت را در سناریوهایی دارد که وضوح حرکت نقش کلیدی برای تجربه دیداری خوب ایفا می‌کند. در بسیاری از بازی‌های رقابتی، کاربر نه تنها به نرخ فریم بالا، بلکه به توانایی تشخیص دقیق سوژه‌های متحرک نیاز دارد.

مهم‌ترین کاربردهای MPRT عبارت‌اند از:

  • بازی‌های FPS رقابتی مانند Valorant و CS2
  • بازی‌های ریسینگ و شبیه‌سازها
  • عناوین eSports
  • تماشای محتوای ورزشی
  • استفاده از مانیتورهای با رفرش ریت بالا

در این شرایط، MPRT پایین‌تر باعث می‌شود سوژه‌ها در حرکت واضح‌تر دیده شوند، هاله اجسام در تصویر کاهش یابد، هدف‌گیری دقیق‌تر و خوانایی متن‌های متحرک بهتر انجام شود.

برای مثال، هنگام حرکت سریع دوربین در یک بازی شوتر، مانیتوری با MPRT پایین می‌تواند باعث شود لبه اجسام و دشمنان وضوح بیشتری داشته و کمتر محو شوند.

GtG-VS-MPRT-12.jpg

ارتباط رفرش ریت با محاسبه MPRT

یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر زمان پاسخگویی MPRT، رفرش ریت است. در نمایشگرهای رایج LCD و OLED، هر فریم معمولاً تا زمان رسیدن فریم بعدی روی صفحه باقی می‌ماند. بنابراین هرچه نرخ نوسازی تصویر بیشتر باشد، زمان باقی‌ماندن هر فریم کمتر شده و تاری حرکتی کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل است که مثلاً یک مانیتور ۲۴۰ هرتز وضوح حرکتی بهتری نسبت به ۱۴۴ هرتز دارد.

اما نکته مهم این است که افزایش رفرش ریت به تنهایی همیشه کافی نیست. اگر زمان پاسخگویی پیکسل‌ها کند باشد یا پنل نتواند انتقال‌ها را به‌موقع کامل کند، وضوح حرکت همچنان کاهش می‌یابد. به همین دلیل است که دو مانیتور با رفرش ریت یکسان می‌توانند نرخ MPRT متفاوتی داشته باشند.

پدیده Blur و Ghosting

هنگام بحث درباره ریسپانس تایم MPRT، دو پدیده بسیار مهم مطرح می‌شوند: Blur و Ghosting. اگرچه این دو گاهی در صحبت‌ها به‌جای یکدیگر نیز استفاده می‌شوند، اما از نظر فنی تفاوت‌هایی دارند.

Motion Blur یا تاری حرکتی زمانی رخ می‌دهد که تصویر متحرک هنگام دنبال شدن توسط چشم، شفافیت خود را از دست بدهد. در مانیتورهای LCD مدرن، این اتفاق بیشتر به دلیل ماهیت sample-and-hold نمایشگر رخ می‌دهد که جلوتر درمورد آن صحبت خواهیم کرد. پدیده موشن بلر بیشتر از GtG به معیار ریسپانس تایم MPRT مربوط می‌شود.

GtG-VS-MPRT-01.jpg

Ghosting به حالتی گفته می‌شود که آثار فریم قبلی پشت سوژه متحرک باقی بماند. این پدیده معمولاً ناشی از کُند بودن انتقال پیکسل‌هاست.

وقتی پیکسل‌ها نتوانند قبل از نمایش فریم بعدی به رنگ جدید برسند، رد کم‌رنگی از تصویر قبلی همچنان دیده می‌شود. گوستینگ یا شبح تصویر بیشتر به معیار GtG وابسته است، اما می‌تواند همراه با Blur نیز دیده شود.

همچنین اگر حالت Overdrive روی میزانی بیش از حد تنظیم شده باشد، ممکن است پدیده‌ای به نام Inverse Ghosting یا Overshoot رخ دهد که در آن هاله‌ای روشن یا تیره، اطراف اجسام متحرک دیده می‌شود.

تفاوت نمایشگرهای Sample-and-Hold با Impulse-Type

برای درک بهتر معیار MPRT، باید ابتدا تفاوت دو روش اصلی نمایش تصویر را شناخت که به اسم Sample-and-Hold و Impulse-Type از آن‌ها یاد می‌شود.

اکثر LCDها و بسیاری از OLEDهای مدرن از ساختار sample-and-hold استفاده می‌کنند. در این روش هر فریم تا رسیدن فریم بعدی به‌صورت پیوسته نمایش داده شده و تصویر برای چند میلی‌ثانیه ثابت باقی می‌ماند.

مزیت بکارگیری این روش در ایجاد روشنایی پایدار، کاهش فلیکر و کیفیت تصویر مناسب است. اما نقطه ضعف آن ایجاد موشن بلر طبیعی است، زیرا چشم هنگام دنبال کردن حرکت، تصویر ثابت را روی شبکیه، کشیده می‌بیند.

GtG-VS-MPRT-17.jpg

بیشتر مانیتورهای گیمینگ امروزی در اصل sample-and-hold هستند.

در نمایشگرهای impulse-type اما تصویر به‌صورت لحظه‌ای یا پالسی نمایش داده می‌شود و سپس خاموش می‌شود. نمایشگرهای CRT قدیمی نمونه کلاسیک این ساختار بودند.

در این نوع نمایشگرها هر فریم فقط برای مدت کوتاهی دیده می‌شود و یک فاصله تاریک بین فریم‌ها وجود دارد. در نتیجه آن، چشم فرصت کمتری برای مشاهده کشیدگی تصویر داشته و وضوح حرکت بسیار بهتر و MPRT پایین‌تر است.

امروزه فناوری‌های Backlight Strobing در LCDها تلاش می‌کنند رفتار impulse-type را روی مانیتورهای sample-and-hold شبیه‌سازی کنند. در این روش، نور پس‌زمینه تنها برای مدت کوتاهی در هر فریم روشن می‌شود تا تاری حرکتی کاهش یابد.

GtG-VS-MPRT-25.jpg

البته این تکنیک‌ها ممکن است با محدودیت‌هایی نظیر کاهش روشنایی تصویر، احتمال فلیکر زدن، ناسازگاری با برخی حالت‌های Adaptive Sync و ایجاد Crosstalk در برخی پنل‌ها همراه شوند.

تأثیر پنل مانیتور روی ریسپانس تایم

نوع پنل یکی از مهم‌ترین عواملی است که مستقیماً روی زمان پاسخگویی، میزان تاری حرکت و کیفیت کلی تجربه گیمینگ تأثیر می‌گذارد. در عمل، رفتار پنل تعیین می‌کند که پیکسل‌ها با چه سرعتی تغییر وضعیت دهند، انتقال‌های رنگی چقدر پایدار باشند و مانیتور تا چه اندازه بتواند موشن بلر و گوستینگ را کنترل کند.

به همین دلیل هنگام بررسی زمان پاسخگویی، صرفاً نگاه کردن به عدد اعلام‌شده توسط سازنده کافی نیست و نوع پنل اهمیت بسیاری پیدا می‌کند.

در همین رابطه بخوانید:

- پنل نمایشگر TN و مقایسه آن با IPS و VA [تماشا کنید]

مقایسه پنل‌های TN، VA و IPS

برای سال‌ها، بازار مانیتورهای گیمینگ بیشتر میان سه نوع پنل ال سی دی تقسیم شده بود: TN، VA و IPS. هر کدام از این فناوری‌ها نقاط قوت و ضعف متفاوتی دارند و عملکرد آن‌ها در زمینه ریسپانس تایم نیز یکسان نیست.

پنل‌های TN یا Twisted Nematic قدیمی‌ترین گزینه رایج در دنیای گیمینگ حرفه‌ای محسوب می‌شوند. مهم‌ترین ویژگی این پنل‌ها سرعت بسیار بالای تغییر پیکسل‌هاست. به دلیل ساختار ساده‌تر کریستال‌های مایع، پنل‌های TN معمولاً سریع‌ترین زمان پاسخگویی را در میان LCDها ارائه می‌کنند و سال‌ها انتخاب اصلی گیمرهای رقابتی و مسابقات eSports بودند.

GtG-VS-MPRT-22.jpg

در مانیتورهای TN، شبح و هاله تصویر معمولاً کمتر دیده می‌شود و این موضوع باعث شده حرکت تصویر در آن شفاف‌تر به نظر برسد. با این حال، این سرعت بالا با فدا شدن کیفیت تصویر همراه است. زاویه دید محدود، کنتراست پایین‌تر و دقت رنگ ضعیف‌تر باعث شده TN در سال‌های اخیر محبوبیت گذشته را از دست بدهد؛ مخصوصاً حالا که پنل‌های جدیدتر توانسته‌اند به سرعت مشابهی برسند.

در مقابل، پنل‌های IPS یا In-Plane Switching تمرکز بیشتری روی کیفیت تصویر دارند. این پنل‌ها زاویه دید بسیار بهتر، دقت رنگ بالاتر و پایداری تصویری مناسب‌تری نسبت به TN ارائه می‌دهند. در گذشته، یکی از ضعف‌های اصلی IPS زمان پاسخگویی کندتر بود، اما پیشرفت فناوری باعث شده مانیتورهای IPS مدرن فاصله خود را تا حد زیادی با TN کاهش دهند.

GtG-VS-MPRT-20.jpg

امروزه بسیاری از مانیتورهای گیمینگ Fast IPS می‌توانند نرخ نوسازی ۱۴۴، ۲۴۰ و حتی ۳۶۰ هرتز را با عملکرد پاسخ‌دهی بسیار مناسب ارائه کنند. با این حال، در برخی صحنه‌های تاریک یا انتقال‌های خاص، هنوز ممکن است مقدار اندکی گوستینک نسبت به بهترین مانیتور‌های TN دیده شود.

پنل‌های VA یا Vertical Alignment رویکرد متفاوتی دارند. مهم‌ترین مزیت VA نسبت به IPS و TN، کنتراست بسیار بالاتر و نمایش عمیق‌تر رنگ مشکی است. به همین دلیل این پنل‌ها برای تماشای فیلم، بازی‌های سینمایی و استفاده در محیط‌های تاریک جذابیت زیادی دارند.

اما ساختار پنل VA باعث می‌شود برخی انتقال‌های پیکسلی، به‌ویژه در سطوح تاریک، کندتر انجام شوند. این موضوع پدیده‌ای به نام Black Smearing ایجاد می‌کند که در آن اجسام تیره هنگام حرکت، دنباله‌ای محو و کشیده از خود باقی می‌گذارند. این مشکل به‌خصوص در بازی‌های سریع یا صحنه‌های تاریک بیشتر قابل مشاهده است.

در نتیجه، اگرچه بسیاری از پنل‌های VA مدرن (Fast VA) اعداد بسیار پایینی برای GtG اعلام می‌کنند، عملکرد واقعی آن‌ها در تمام انتقال‌های رنگی معمولاً به سرعت IPS یا TN نیست.

پنل‌های OLED

ورود اولد به دنیای مانیتورهای گیمینگ، تعریف قدیمی ریسپانس تایم را تا حد زیادی تغییر داد. برخلاف LCDها که برای تغییر وضعیت پیکسل‌ها به حرکت کریستال مایع وابسته هستند، در پنل‌های OLED هر پیکسل به‌صورت مستقل نور تولید می‌کند و می‌تواند تقریباً به‌صورت آنی خاموش یا روشن شود.

نتیجه این ساختار، زمان پاسخگویی فوق‌العاده سریع در حد صدم ثانیه است؛ مقداری که چندین برابر سریع‌تر از بهترین پنل‌های LCD محسوب می‌شود. به همین دلیل، گوستینک در مانیتورهای اولد تقریباً وجود ندارد و وضوح حرکت در سطح بسیار بالایی قرار می‌گیرد.

سرعت بالای پاسخگویی OLED باعث می‌شود حتی در نرخ‌های نوسازی متوسط نیز حرکت تصویر بسیار شفاف به نظر برسد. همچنین به دلیل خاموش شدن کامل هر پیکسل، کنتراست عملاً بی‌نهایت است و صحنه‌های تاریک کیفیت بسیار بالایی دارند.

GtG-VS-MPRT-21.jpg

در همین رابطه بخوانید:

- نگاهی به مانیتورهای HKC در ایران؛ برند گمنام یا غول پنهان صنعت نمایشگر؟

با این حال، در نظر داشته باشید که تغییرات پیکسل آنی یا نزدیک به آنی در مانیتورهای اولد تنها مربوط به معیار پاسخگویی GtG هستند و فرمول محاسبه زمان پاسخگویی MPRT همچنان از آنچه بالاتر گفتیم تبعیت می‌کند. درواقع برای یک مانیتور اولد 60 هرتز، کماکان مدت زمانی که هر فریم ثابت روی نمایشگر باقی می‌ماند 16.7 میلی ثانیه است که وجود مقداری از موشن بلر را تأیید می‌کند.

با وجود این، اولد در حال حاضر یکی از بهترین فناوری‌های نمایشگر از نظر وضوح حرکتی و ریسپانس تایم محسوب می‌شود و بسیاری از مانیتورهای گیمینگ پرچمدار به سمت استفاده از این پنل حرکت کرده‌اند.

آیا زمان پاسخگویی ۱ میلی‌ثانیه در مشخصات مانیتورها حقیقت دارد؟

در سال‌های اخیر عدد «1ms» تقریباً به یک استاندارد تبلیغاتی در بازار مانیتورهای گیمینگ تبدیل شده است. بسیاری از تولیدکنندگان این عدد را به‌عنوان نشانه‌ای از سرعت بالا و مناسب بودن مانیتور برای بازی‌های رقابتی مطرح می‌کنند. با این حال، بررسی دقیق‌تر مشخصات فنی و روش‌های اندازه‌گیری نشان می‌دهد که این عدد همیشه تصویر دقیقی از عملکرد واقعی مانیتور ارائه نمی‌دهد.

اولین نکته مهم این است که برخی سازندگان به‌طور شفاف مشخص نمی‌کنند عدد اعلام‌شده به GtG مربوط است یا MPRT. این دو معیار همان‌طور که پیش‌تر توضیح داده شد، ماهیت کاملاً متفاوتی دارند. GtG سرعت تغییر وضعیت پیکسل‌ها بین سطوح خاکستری را اندازه‌گیری می‌کند، در حالی که MPRT بیشتر به مدت زمانی مربوط می‌شود که یک پیکسل روی صفحه باقی می‌ماند و بنابراین به وضوح حرکت در تصویر مرتبط است. وقتی مشخص نشود که عدد ۱ میلی‌ثانیه دقیقاً به کدام معیار اشاره دارد، مقایسه مانیتورها با یکدیگر دشوار و حتی گمراه‌کننده خواهد بود.

مسئله دوم به نحوه محاسبه GtG برمی‌گردد. در عمل، پیکسل‌ها در یک مانیتور باید صدها انتقال مختلف بین رنگ‌ها و سطوح روشنایی انجام دهند. سرعت این انتقال‌ها همیشه یکسان نیست و برخی از آن‌ها سریع‌تر از بقیه انجام می‌شوند. با این حال، بعضی تولیدکنندگان به جای ارائه میانگین واقعی زمان پاسخگویی برای مجموعه‌ای از انتقال‌های رایج، تنها سریع‌ترین حالت ممکن را به‌عنوان مقدار رسمی اعلام می‌کنند.

GtG-VS-MPRT-15.jpg

در نتیجه ممکن است مانیتوری که در تبلیغات دارای زمان پاسخگویی 1 میلی ثانیه GtG معرفی می‌شود، در بسیاری از انتقال‌های دیگر زمان‌هایی بسیار بیشتر از این مقدار داشته باشد. بررسی‌های تخصصی نشان داده‌اند که میانگین واقعی GtG در بسیاری از مانیتورهای LCD معمولاً چند میلی‌ثانیه بیشتر از عدد اعلام‌شده است.

نکته سوم به ادعای 1 میلی‌ثانیه MPRT مربوط می‌شود. همان‌طور که در بخش‌های قبل اشاره شد، مقدار MPRT در نمایشگرهای رایج از نوع Sample-and-Hold تا حد زیادی به نرخ نوسازی وابسته است. به‌طور تقریبی، در یک مانیتور ۱۴۴ هرتزی هر فریم حدود 6.9 میلی‌ثانیه روی صفحه باقی می‌ماند و در ۲۴۰ هرتز این مقدار به حدود 4.2 میلی‌ثانیه کاهش می‌یابد.

بنابراین رسیدن به MPRT در حد ۱ میلی‌ثانیه معمولاً تنها زمانی امکان‌پذیر است که رفرش ریت مانیتور 1000 هرتز بوده یا از فناوری‌هایی مانند Backlight Strobing یا Black Frame Insertion استفاده شود تا مدت نمایش هر فریم به‌طور مصنوعی کوتاه‌تر گردد.

با این حال، در برخی موارد مانیتورهایی مشاهده می‌شوند که ریسپانس تایم MPRT 1 میلی‌ثانیه را در مشخصات خود ذکر می‌کنند، در حالی که از هیچ‌گونه فناوری strobing برخوردار نیستند. در چنین شرایطی، دستیابی به MPRT واقعی در حد ۱ میلی‌ثانیه از نظر فنی بسیار بعید است و این عدد بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.

چه ویژگی‌هایی در ریسپانس تایم مانیتور نقش دارند؟

عوامل مختلفی می‌توانند روی سرعت نهایی نمایش تصویر، وضوح حرکت و احساس تأخیر هنگام بازی تأثیر بگذارند. به همین دلیل دو مانیتور با زمان پاسخگویی ظاهراً مشابه، ممکن است تجربه کاملاً متفاوتی ارائه دهند.

نقش Latency و Input Lag

یکی از مفاهیمی که معمولاً با ریسپانس تایم اشتباه گرفته می‌شود، Input Lag یا تأخیر ورودی است. زمان پاسخگویی، مدت زمانی است که پیکسل برای تغییر از یک رنگ به رنگ دیگر نیاز دارد، اما Input Lag مدت زمانی است که از لحظه ارسال فرمان توسط کاربر تا نمایش نتیجه آن روی صفحه طول می‌کشد. به بیان ساده، ریسپانس تایم به رفتار خود پیکسل‌ها مربوط می‌شود، در حالی که Input Lag به کل مسیر پردازش تصویر در مانیتور وابسته است اما هر دو برحسب میلی‌ثانیه اندازه‌گیری می‌شوند.

GtG-VS-MPRT-29.jpg

برای مثال، زمانی که کاربر در یک بازی شوتر شلیک می‌کند، بخشی از تأخیر به پردازش سیستم و بخشی دیگر به خود مانیتور مربوط می‌شود. اگر مانیتور دارای Input Lag بالا باشد، حتی با وجود ریسپانس تایم سریع، کاربر همچنان احساس کندی و تأخیر در واکنش تصویر خواهد داشت.

تأخیر ورودی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد که از جمله آن می‌توان به پردازش داخلی تصویر، مدارهای Scaling، الگوریتم‌های بهبود تصویر، پردازش HDR و حتی فعال بودن برخی قابلیت‌های نرم‌افزاری مانیتور اشاره داشت. به همین دلیل بسیاری از مانیتورهای گیمینگ دارای حالتی به نام Game Mode یا Low Latency Mode هستند که بخشی از پردازش‌های تصویری را غیرفعال می‌کند تا تأخیر کاهش یابد.

نقش رزولوشن

رزولوشن نمایشگر نیز می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم روی تجربه زمان پاسخدهی و روان بودن تصویر اثر بگذارد. هرچه رزولوشن بالاتر باشد، کارت گرافیک باید تعداد پیکسل بیشتری را در هر فریم پردازش کند. این موضوع ممکن است باعث کاهش نرخ فریم و در نتیجه کاهش روانی حرکت شود.

برای مثال، اجرای یک بازی در رزولوشن 4K فشار بسیار بیشتری نسبت به 1080p روی گرافیک وارد می‌کند. اگر سیستم نتواند نرخ فریم بالایی تولید کند، حتی مانیتوری با ریسپانس تایم بسیار سریع نیز نمی‌تواند تجربه‌ای کاملاً روان ارائه دهد، زیرا تعداد فریم‌های تولیدشده محدود خواهد بود.

GtG-VS-MPRT-23.jpg

البته رزولوشن به‌طور مستقیم سرعت تغییر پیکسل‌ها را کاهش نمی‌دهد، اما در عمل روی تجربه نهایی کاربر تأثیرگذار است. به همین دلیل بسیاری از گیمرهای حرفه‌ای همچنان از مانیتورهای FHD با نرخ نوسازی بسیار بالا استفاده می‌کنند، زیرا دستیابی به فریم‌ریت بالا در این رزولوشن آسان‌تر است و تأخیر کلی سیستم کاهش پیدا می‌کند.

نقش قابلیت HDR

در بسیاری از مانیتورها، فعال شدن HDR باعث می‌شود پردازش تصویر پیچیده‌تری انجام شود. تنظیم Tone Mapping، کنترل روشنایی موضعی، پردازش رنگ و مدیریت Dynamic Range همگی به پردازش اضافی نیاز دارند و این موضوع می‌تواند مقدار کمی Input Lag ایجاد کند.

علاوه بر این، در برخی مدل‌ها فعال بودن HDR ممکن است باعث محدود شدن بعضی قابلیت‌های مرتبط با وضوح حرکتی شود. برای مثال، برخی مانیتورها هنگام فعال بودن HDR اجازه استفاده هم‌زمان از Backlight Strobing یا حالت‌های Ultra Low Motion Blur را نمی‌دهند، زیرا این فناوری‌ها با سیستم کنترل روشنایی HDR تداخل دارند.

GtG-VS-MPRT-07.jpg

چطور می‌توان زمان پاسخگویی مانیتور را سریع‌تر کرد؟

اگرچه بخش زیادی از عملکرد ریسپانس تایم به سخت‌افزار و نوع پنل مانیتور وابسته است، اما برخی فناوری‌ها و تنظیمات می‌توانند وضوح حرکت را بهبود و میزان تاری یا گوستینگ را کاهش دهند. البته باید توجه داشت که همه این روش‌ها الزاماً سرعت واقعی پیکسل‌ها را تغییر نمی‌دهند. بعضی از آن‌ها تنها باعث کاهش تاری قابل مشاهده برای چشم انسان می‌شوند.

فناوری‌های Backlight Strobing و Black Frame Insertion

یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کاهش تاری حرکت در مانیتورهای LCD استفاده از فناوری‌هایی مانند Backlight Strobing و Black Frame Insertion است.

همان‌طور که پیش‌تر توضیح داده شد، اکثر LCDها از ساختار Sample-and-Hold استفاده می‌کنند؛ یعنی هر فریم تا زمان نمایش فریم بعدی به‌طور مداوم روی صفحه باقی می‌ماند. این رفتار باعث می‌شود هنگام دنبال کردن حرکت اجسام با چشم، نوعی موشن بلر طبیعی ایجاد شود.

فناوری Backlight Strobing تلاش می‌کند این مشکل را با خاموش و روشن کردن سریع نور پس‌زمینه کاهش دهد. در این روش، بک‌لایت فقط برای مدت کوتاهی در هر فریم روشن می‌شود و سپس خاموش می‌شود تا اثر ماندگاری تصویر کاهش پیدا کند. نتیجه این کار، کاهش MPRT و افزایش وضوح حرکت است.

GtG-VS-MPRT-30.jpg

فناوری Black Frame Insertion نیز عملکردی مشابه دارد و با قرار دادن فریم‌های سیاه بین فریم‌های واقعی، مدت زمان دیده شدن هر تصویر را کاهش می‌دهد. این تکنیک تا حدی رفتار نمایشگر را به مانیتورهای قدیمی CRT شبیه می‌کند که به‌صورت Impulse-Type کار می‌کردند و موشن بلر بسیار کمی داشتند.

GtG-VS-MPRT-31.jpg

البته این فناوری‌ها بدون ضعف هم نیستند. کاهش روشنایی تصویر، احتمال دیده شدن flicker و ناسازگاری با برخی حالت‌های Adaptive Sync از جمله محدودیت‌های رایج آن‌ها به حساب می‌آیند.

فعال کردن Overdrive

بیشتر مانیتورهای گیمینگ جدید از قابلیتی به نام Overdrive استفاده می‌کنند. هدف Overdrive افزایش سرعت تغییر وضعیت پیکسل‌ها و کاهش گوستینگ است.

در این روش، مانیتور برای مدت کوتاهی ولتاژ بیشتری به پیکسل اعمال می‌کند تا کریستال مایع سریع‌تر به وضعیت جدید برسد. این کار می‌تواند زمان GtG را به‌طور محسوسی کاهش داده و حرکت تصویر را شفاف‌تر کند.

بیشتر مانیتورها چند سطح مختلف از کم تا زیاد برای Overdrive ارائه می‌دهند. انتخاب مناسب این تنظیم اهمیت زیادی دارد، زیرا استفاده از آن روی مقادیر بیش از اندازه، می‌تواند باعث ایجاد پدیده‌ای به نام Overshoot یا Inverse Ghosting شود؛ حالتی که در آن هاله‌های روشن یا تیره اطراف اجسام متحرک دیده می‌شود.

blurbuster.gif

فعال کردن MBR

مانیتورهای گیمینگ جدید در منوی تنظیمات خود قابلیتی تحت عنوان MBR ،ULMB ، ELMB یا DyAc ارائه می‌کنند که همگی نسخه‌هایی از فناوری کاهش تاری حرکت (Motion Blur Reduction) هستند.

این قابلیت‌ها معمولاً بر پایه همان Backlight Strobing کار می‌کنند و هدف اصلی آن‌ها کاهش تاری حرکت و بهبود وضوح حرکت است. هنگام فعال بودن MBR، اجسام متحرک در بازی‌های سریع واضح‌تر دیده می‌شوند و تصویر حالت شارپ‌تری پیدا می‌کند.

استفاده از بالاترین رفرش ریت و افزایش FPS

یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای بهبود تجربه گیمینگ، استفاده از بالاترین نرخ نوسازی ممکن و حفظ FPS بالاست.

هرچه رفرش ریت بیشتر باشد، مدت زمان باقی ماندن هر فریم روی صفحه کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه MPRT کمتر می‌شود. برای مثال، حرکت تصویر روی یک مانیتور ۲۴۰ هرتزی معمولاً بسیار واضح‌تر از ۶۰ هرتز دیده می‌شود، حتی اگر ریسپانس تایم پنل مشابه باشد.

GtG-VS-MPRT-13.jpg

اما برای بهره‌گیری کامل از رفرش ریت بالا، سیستم نیز باید بتواند فریم‌ریت بالایی تولید کند. اگر کارت گرافیک نتواند FPS کافی ارائه دهد، مزیت مانیتور پرسرعت تا حد زیادی از بین می‌رود.

به همین دلیل بسیاری از گیمرهای حرفه‌ای برای رسیدن به FPS بالاتر، رزولوشن یا تنظیمات گرافیکی بازی را کاهش می‌دهند. کاهش رزولوشن، فشار روی کارت گرافیک را کمتر می‌کند و امکان تولید فریم‌های بیشتر را فراهم می‌سازد. نتیجه این کار کاهش تأخیر کلی، افزایش روان بودن تصویر و بهبود حس پاسخ‌دهی بازی است.

در همین رابطه بخوانید:

- بررسی فناوری موشن ریت و تفاوت‌های آن با رفرش ریت و فریم ریت

زمان پاسخگویی مناسب برای هر نوع استفاده چقدر است؟

مقدار ایده‌آل Response Time به نوع استفاده کاربر بستگی دارد. همه کاربران به سریع‌ترین مانیتور ممکن نیاز ندارند و در بسیاری از کاربردها، تفاوت چند میلی‌ثانیه‌ای عملاً قابل احساس نیست. اهمیت زمان پاسخگویی زمانی بیشتر می‌شود که تصویر دارای حرکت سریع باشد؛ مخصوصاً در بازی‌های رقابتی که وضوح حرکت و سرعت واکنش اهمیت بالایی دارند.

در مقابل، برای کارهای روزمره مانند وب‌گردی، تماشای فیلم یا کارهای اداری، حتی مانیتورهایی با زمان پاسخگویی نسبتاً کُند نیز می‌توانند تجربه کاملاً مناسبی ارائه دهند.

GtG-VS-MPRT-02.jpg

مانیتورهایی با زمان پاسخگویی حدود ۱ تا ۳ میلی‌ثانیه (یا در مواردی 0.5 میلی ثانیه) در دسته مانیتورهای گیمینگ سریع قرار می‌گیرند و برای بازی‌های رقابتی بهترین انتخاب محسوب می‌شوند. در بازی‌های اکشن مانند Counter-Strike، Valorant، Call of Duty و غیره که حرکت‌های سریع و واکنش لحظه‌ای اهمیت زیادی دارند، ریسپانس تایم پایین می‌تواند باعث کاهش گوستینگ و شفاف‌تر شدن سوژه‌های متحرک شود. این دسته از مانیتورها معمولاً همراه با نرخ نوسازی بالا مانند ۲۴۰ یا ۳۶۰ هرتز عرضه می‌شوند و بیشتر مناسب گیمرهای حرفه‌ای و eSports هستند.

بازه ۴ تا ۵ میلی‌ثانیه را می‌توان نقطه تعادل میان عملکرد و کیفیت تصویر دانست. بسیاری از مانیتورهای IPS امروزی در این محدوده عملکرد بسیار خوبی دارند و برای اکثر کاربران، از جمله گیمرهای عادی، کافی هستند. در این سطح، موشن بلر و گوستینگ معمولاً آن‌قدری کم است که در استفاده روزمره یا بازی‌های غیررقابتی مشکلی ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل این بازه یکی از رایج‌ترین انتخاب‌ها در بازار مانیتورهای میان‌رده و گیمینگ عمومی محسوب می‌شود.

در مانیتورهایی با زمان پاسخگویی حدود ۶ تا ۱۰ میلی‌ثانیه یا بیشتر، احتمال دیده شدن تاری حرکت و ghosting افزایش پیدا می‌کند. با این حال، برای کاربری‌های سبک مانند وب‌گردی، تماشای ویدئو، برنامه‌های اداری یا استفاده آموزشی، این مانیتورها همچنان قابل استفاده هستند. بسیاری از کاربران در چنین سناریوهایی حتی تفاوت محسوسی میان 5 میلی‌ثانیه و 8 میلی‌ثانیه احساس نمی‌کنند، زیرا محتوای نمایش‌داده‌شده معمولاً حرکت بسیار سریعی ندارد.

در جدول زیر، تجربه‌های مختلف در گیمینگ از نظر ریسپانس تایم و موشن بلر را به تفکیک انواع پنل مانیتور و مشخصات رایج هریک تشریح کرده‌ایم:

نوع پنل ریسپانس تایم رایج بهترین ریسپانس تایم سطح موشن بلر تجربه کاری بهینه
TN 0.5 تا 1 میلی‌ثانیه 0.5 میلی‌ثانیه حداقل بازی‌های رقابتی eSports
Fast IPS 1 تا 4 میلی‌ثانیه 1 میلی‌ثانیه کم گیمینگ حرفه‌ای/روزمره
VA 3 تا 5 میلی‌ثانیه 3 میلی‌ثانیه متوسط گیمینگ سینمایی/داستانی
OLED کمتر از 1 میلی‌ثانیه 0.03 میلی‌ثانیه نزدیک صفر تجربه گیمینگ پریمیوم

GtG یا MPRT؛ کدام برای گیمینگ مهم‌تر است؟

GtG و MPRT هر دو به کیفیت حرکت تصویر در مانیتورهای گیمینگ مربوط می‌شوند، اما همانطور که گفتیم در عمل دو مفهوم متفاوت را اندازه‌گیری می‌کنند و هرکدام بخشی از تجربه بصری را توضیح می‌دهند. حالا سوال اینجاست که برای خرید یک مانیتور گیمینگ خوب باید کدام یک را در اولویت قرار دهیم؟

زمان پاسخگویی GtG سرعت واقعی تغییر رنگ پیکسل‌ها را نشان می‌دهد. این معیار مشخص می‌کند پیکسل‌ها با چه سرعتی می‌توانند از یک سطح خاکستری به سطح خاکستری دیگر منتقل شوند. GtG پایین‌تر معمولاً به معنی ghosting کمتر و واکنش سریع‌تر پنل است. به همین دلیل این معیار برای ارزیابی کیفیت سخت‌افزاری پنل اهمیت زیادی دارد و هنوز هم رایج‌ترین عددی است که سازندگان روی مانیتورها تبلیغ می‌کنند.

در مقابل، MPRT بیشتر به چیزی مربوط می‌شود که چشم انسان واقعاً هنگام حرکت می‌بیند. این معیار مدت زمانی را اندازه‌گیری می‌کند که یک تصویر متحرک روی شبکیه چشم باقی می‌ماند و مستقیماً با motion blur در ارتباط است. حتی اگر پنلی GtG بسیار سریعی داشته باشد، در نمایشگرهای Sample-and-Hold همچنان ممکن است تاری حرکت قابل توجهی دیده شود؛ زیرا MPRT به رفرش ریت و نحوه نمایش فریم‌ها وابسته است.

GtG-VS-MPRT-08.jpg

برای بازی‌های رقابتی هر دو معیار اهمیت دارند، اما اگر هدف نهایی شفافیت حرکت و وضوح اهداف متحرک باشد، MPRT معمولاً تأثیر مستقیم‌تری بر تجربه بصری دارد. در مقابل، اگر GtG بیش از حد کُند باشد، تاری و هاله تصویر می‌توانند حتی روی مانیتورهای با MPRT مناسب نیز مشکل ایجاد کنند.

به همین دلیل، بهترین مانیتورهای گیمینگ معمولاً ترکیبی از GtG سریع برای کاهش گوستینگ، MPRT پایین برای کاهش موشن بلر، رفرش ریت بالا برای روان بودن حرکت و Input Lag پایین برای واکنش سریع‌تر را ارائه می‌دهند.

در نهایت، نباید تنها بر اساس عدد «1ms» تصمیم‌گیری کرد، زیرا این عدد بدون مشخص بودن نوع اندازه‌گیری، اطلاعات کاملی ارائه نمی‌دهد. هنگام خرید مانیتور، بررسی تست‌های واقعی و مستقل نظیر بررسی‌های تخصصی مانیتور در شهر سخت افزار، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به اعداد تبلیغاتی دارد، چون وضوح تصویر حاصل مجموعه‌ای از عوامل مختلف است.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بدون عضویت در سایت

0
نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.

نظرات (17)

  • مهمان - behnam zadegan

    سلام یه سوال تخصصی دارم ازتون، اگر چشم انسان تفاوت چند میلی‌ثانیه رو سخت تشخیص میده، پس چرا گیمرهای حرفه‌ای این‌قدر روی این موضوع حساسن؟

  • سلام دوست عزیز
    شاید تشخیصش به تنهایی کار سختی باشه، ولی وقتی دو مانیتور با ریسپانس تایم کم و زیاد رو کنار هم مقایسه کنیم تفاوت مشخص هست. برای بازی‌های Esports این اهمیت بالایی داره که ریسپانس تایم پایین باشه چون سرعت پیشرفت بازی به شدت بالاست. افرادی که در این سطح بازی میکنن هم سرعت واکنش بالایی دارن که نیازمند تأخیر پایین سخت افزاری توی همه زمینه‌هاست.

  • مهمان - ebi

    دلیلش چیه بعضی مانیتورهای گیمینگ با فعال کردن حالت MPRT تصویر رو تاریک‌تر می‌ کنن؟

  • سلام دوست عزیز
    حالت MPRT درواقع همون بک لایت استروبینگ رو فعال میکنه و متناسب با کاهش مدت زمانی که بک لایت روشن هست، متوسط شدت روشنایی هم تغییر میکنه. حدود 20-30 درصد ممکنه نسبت به حداکثر روشنایی کمتر بشه.

  • مهمان - شاهزاده

    همش چرته اصلا چیزی که کارخونه اعلام میکنه تو 90 درصد موارد درست نیست، کلا تو شرایط ایده آل یه چیزی تست میکنن همونو اعلام میکنن

  • مهمان - عساری

    در پاسخ به: مهمان - شاهزاده

    90 درصد رو از کجا آوردی شما چون چیزی که ما کارمونه میبینیم غیر اینه

  • مهمان - zamani

    سلام وقت بخیر
    شما سیستم هم جمع میکنید خودتون؟

  • مهمان - bashir

    میخوام بدونم اگر مانیتور بیشتر برای PS5 یا Xbox استفاده بشه، این تفاوت‌ها هنوز اهمیت دارن یا بیشتر برای PC گیمرهاست؟

  • سلام دوست عزیز
    موضوع سر نحوه نمایش تصویر هستش و فرقی نمیکنه ورودی تصویر چی بوده. بله برای کنسول هم داشتن یک مانیتور با ریسپانس تایم پایین نکته مثبتیه.

  • مهمان - naderkhani

    در پاسخ به: مهمان - bashir

    کلا همه این بازیا برای PC هستش

بارگذاری بیشتر ...

ورود به شهرسخت‌افزار

ثبت نام در شهر سخت افزار
ورود به شهر سخت افزار

ثبت نام در شهر سخت افزار

نام و نام خانوادگی(*)
لطفا نام خود را وارد کنید

ایمیل(*)
لطفا ایمیل خود را به درستی وارد کنید

رمز عبور(*)
لطفا رمز عبور خود را وارد کنید

شماره موبایل
Invalid Input

جزو کدام دسته از اشخاص هستید؟(*)

لطفا یکی از موارد را انتخاب کنید