دروود
من نظریه سقراط منظورم بود که می توانیم نام آنرا تناسخ بگذاریم...
به چه دلیل باید این نام را انتخاب نمود ؟

خیر!اما شاید راه فراری باشد که یا هنوز کشف نشده است و یا اینکه بنده خبر ندارم
همانطور ک عرض کردم این مثالی بسیار ساده شاید هم امکان رخ دادنش وجود داشته باشد
هر چند علم و توانایی های انسان در زمینه مسادل مادی بسیار رشد کرده و روند رشد آن به صورت نمایی می باشد ولی هنگامی که پای خود را از عالم مادی فراتر می نهد متوجه می شود که با دستانی خالی در مقابل سوالات بیشماری قرار گرفته است.

خوب،با این حساب می توان چنین پنداشت که این خاطرات،و یا صخنه های تکرار شونده،در مغز ما وجود دارند و فقط گاهی مغز ما می تواند به آنها دسترسی داشته باشد؟؟
برداشت بسیار خوبی از توجیه فراموش شده می باشد
مصداق مثال قدیمی و تکراری این می باشد که شما تا زمانی که از چیزی اطلاع نداشته باشید تصور آن برای شما محال است مانند سیاه چاله و سفید چاله

و اگر اشتباه نکنم شما 5 نظریه (توجیه)از 7 تا را فرمودید!
پیش از این هم عرض کردم با من با 5 نظریه آشنا هستم دو نظریه دیگر هم بتازگی عنوان شده اند ولی در هیچ جایی منتشر نشده اند

منظور من مغزمان است!مانند خیالپرردازی هایمان....
تفکر انسان بسیار مورد بحث است که خارج از توانایی های من هست