هوش مصنوعی قرار بود انجام بسیاری از کارهای روزمره را سریعتر و آسانتر کند و ظاهراً در مورد تکالیف مدرسه هم موفق شده است. اما یک مطالعه بزرگ روی بیش از ۲۶ هزار دانشآموز نشان میدهد این افزایش بهرهوری الزاماً به معنای یادگیری بیشتر نیست. دانشآموزانی که از ابزارهای هوش مصنوعی برای انجام تکالیف استفاده کردند، نمرههای بهتری گرفتند و زمان کمتری صرف کردند، اما در آزمونهایی که بدون کمک AI برگزار شد، عملکرد ضعیفتری داشتند.
پژوهش جدیدی که برای بررسی تأثیر استفاده از هوش مصنوعی بر عملکرد دانشآموزان صورت گرفته به طرز عجیبی نشان میدهد که به کار گرفتن AI در امور تحصیلی مانند یک شمشیر دولبه است!
بنابر گزارش New York Post، این پژوهش توسط دکتر دیوید اشترومبرگ از دانشگاه استکهلم و ویکتور لی و یانهویی وو از دانشگاه هنگکنگ انجام شده است. پژوهشگران عملکرد ۲۶٬۸۱۱ دانشآموز پایههای هفتم تا دوازدهم در چین را طی حدود ۳۰ ماه بررسی کردند و نمره تکالیف، زمان انجام آنها و نتایج آزمونها را در دانشآموزان استفادهکننده و غیراستفادهکننده از ابزارهای هوش مصنوعی مقایسه کردند.
همانطور که عنوان شد، خلاصه نتایج به این نحو بوده که علیرغم بهبود نمرات تکالیف دانشآموزان، نمرات امتحانی آن دستهای که از AI استفاده کرده بودند به طرز قابل توجهی کاهش یافته است.
این نتیجه در نگاه اول شبیه یک تناقض عجیب است: دانشآموز تکلیف بهتری تحویل میدهد، اما امتحان را بدتر میدهد. برای فهمیدن ماجرا باید کمی از خود فناوری فاصله بگیریم و به چیزی نگاه کنیم که در فرایند یادگیری اتفاق میافتد.
وقتی AI تکلیف را حل میکند، مغز چه چیزی را از دست میدهد؟
تکلیف مدرسه فقط ابزاری برای تحویل دادن یک پاسخ به معلم نیست. بخش مهمی از یادگیری در همان زمانی اتفاق میافتد که دانشآموز با یک مسئله درگیر میشود، راهحلهای مختلف را امتحان میکند، اشتباه میکند و در نهایت خودش به پاسخ میرسد.
هوش مصنوعی میتواند این مسیر را به شکل قابل توجهی کوتاه کند. دانشآموز بهجای اینکه ۲۰ دقیقه با یک مسئله ریاضی یا یک متن دشوار درگیر باشد، میتواند پاسخ آماده بگیرد و آن را در تکلیف خود استفاده کند. نتیجه روی کاغذ بهتر است، زمان انجام کار هم کمتر شده، اما بخشی از تمرینی که قرار بود به یادگیری منجر شود، دیگر اتفاق نیفتاده است.
دادههای پژوهش نیز دقیقاً تغییری که انتظارش را داشتیم، نشان میدهد. پس از استفاده از AI، نمره تکالیف حدود ۱۸ درصد افزایش پیدا کرده و میانگین زمان انجام آنها از ۶۴ دقیقه به ۴۵ دقیقه رسیده است. اما در فاصله حدود شش ماه، نمرات آزمونهای ماهانه حدود ۲۰ درصد کاهش پیدا کرد.
مشکل AI نیست؛ نوع استفاده از آن است
با این حال، نتیجه این پژوهش را نباید به شکل ساده به این معنا تعبیر کرد که «استفاده از هوش مصنوعی باعث افت یادگیری میشود.» چنین نتیجهای بیش از حد کلی است.
رویکرد استفاده از هوش مصنوعی در تحصیل بسیار مهمتر از خروجی تکالیف است
مسئله مهمتر این است که دانشآموز با AI چه میکند. اگر از مدل بخواهد مسئله را برایش حل کند، پاسخ را تحویل بگیرد و بدون درگیر شدن با مسیر حل جلو برود، عملاً بخشی از فرایند یادگیری را برونسپاری کرده است. اما اگر همان دانشآموز از AI بخواهد مفهوم را توضیح دهد، از او سؤال بپرسد، اشتباهاتش را پیدا کند یا مانند یک معلم از او امتحان بگیرد، نقش فناوری کاملاً متفاوت خواهد بود.
حتی پژوهشهای دیگر نیز نشان دادهاند که استفاده هدفمند از چتباتها میتواند به یادگیری کمک کند. بنابراین نمیتوان از این مطالعه برای صدور یک حکم کلی علیه AI در آموزش استفاده کرد.

یک مشکل بزرگتر: نمره تکلیف دیگر چه چیزی را اندازه میگیرد؟
شاید مهمترین پیام این تحقیق برای مدارس، خود دانشآموزان یا حتی هوش مصنوعی نباشد؛ بلکه روش ارزیابی یادگیری باشد.
تا همین چند سال پیش، معلم میتوانست از روی یک تکلیف انجامشده تا حدی بفهمد دانشآموز چگونه فکر کرده و تا چه اندازه موضوع را یاد گرفته است. حالا یک دانشآموز میتواند با کمک یک مدل زبانی پاسخی بسیار بهتر از توانایی واقعی خودش تولید کند.
بالا رفتن نمره تکلیف لزوماً به معنای بالا رفتن سطح دانش نیست. ممکن است AI کیفیت خروجی را افزایش داده باشد، در حالی که کیفیت فرایند یادگیری ثابت مانده یا حتی کاهش یافته باشد.
اینجاست که آزمونهای بدون دسترسی به AI اهمیت پیدا میکنند. وقتی ابزار کمکی کنار گذاشته میشود، فاصله میان چیزی که دانشآموز میتواند تولید کند و چیزی که واقعاً میداند و میتواند انجام دهد آشکارتر میشود.
آیا باید استفاده از AI را ممنوع کرد؟
احتمالاً نه. ممنوع کردن فناوری، بهخصوص در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی به بخش عادی زندگی دانشآموزان تبدیل شدهاند، راهحل بلندمدتی نیست. مسئله اصلی باید تغییر کند: دانشآموز باید یاد بگیرد از AI برای تقویت توانایی خودش استفاده کند، نه اینکه توانایی خودش را به AI واگذار کند.
برای مثال، تفاوت بزرگی میان این دو درخواست وجود دارد:
«این مسئله را برایم حل کن.»
و:
«راهحل من را بررسی کن و فقط جایی که اشتباه کردهام راهنماییام کن.»
در حالت اول، AI میتواند جایگزین فرایند فکر کردن شود. در حالت دوم، میتواند نقش یک ابزار آموزشی را داشته باشد.
به همین دلیل، این مطالعه را بهتر است نه بهعنوان اثبات مضر بودن هوش مصنوعی برای دانشآموزان، بلکه بهعنوان یک هشدار درباره اشتباه گرفتن بهرهوری با یادگیری ببینیم. AI میتواند کاری را که دانشآموز باید در یک ساعت انجام دهد، در چند دقیقه تمام کند؛ اما اگر آن یک ساعت قرار بوده صرف تمرین و یادگیری شود، کوتاهتر شدن مسیر الزاماً خبر خوبی نیست.
شاید مهمترین سؤال عصر AI در آموزش دیگر این نباشد که «دانشآموز چه نمرهای گرفته؟»، بلکه این باشد که «برای رسیدن به این نمره، خودش چقدر فکر کرده است؟»













نظر خود را اضافه کنید.
برای ارسال نظر وارد شوید
ارسال نظر بدون عضویت در سایت