جانی روانی وقتی دختر مورد علاقه اش را به طرز هولناكی به قتل رساند با پای خود نزد پلیس رفت و تسلیم شد.
این مرد جوان وقتی در پی جنایت مشابهی در سال ۷۹ كه در آن مادر و خواهرش را به قتل رسانده بود در بیمارستان به سر می برد با دختری آشنا شد تا این كه وی را نیز به كام مرگ فرستاد.
بنا به این گزارش، ساعت ۱۷ روز سه شنبه ۲۴ بهمن ماه مرد جوانی در حالی كه دست هایش خون آلود بود با مراجعه به كلانتری ۱۳۸ جنت آباد ادعا كرد ساعتی پیش دختر جوانی را در خانه اش به قتل رسانده است.
با ادعاهای این مرد گروهی ازمأموران به محل حادثه واقع در خیابان شاهین شمالی جنت آباد اعزام و وقتی وارد آپارتمان شدند با پیكر خون آلود دختر جوانی روبه رو شدند.
دقایقی بعد بازپرس شاملو از شعبه اول دادسرای جنایی تهران به همراه تیمی از اداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران به قتلگاه دختر جوان پای گذاشتند و به تجسس های تخصصی دست زدند. در بررسی های نخست مشخص شد مقتول دختر ۲۲ ساله ای است و در یك غافلگیری با ۱۹ ضربه چاقو به قتل رسیده است.كارآگاهان جنایی وقتی با قاتل سنگدل مواجه شدند در كمال حیرت پی بردند كه وی مرد ۳۴ ساله ای به نام فرنام است كه اردیبهشت ماه سال ۷۹ و در روز عاشورا نیز مادر و خواهرش را در منطقه كاشانك تهران با ضربات چاقو به قتل رسانده و پس از جنایت، خودش را تسلیم مأموران كلانتری ۱۲۳ نیاوران كرده بود.
تیم تحقیق پی برد عامل جنایت كه یك بیمار روانی است پس از قتل خانوادگی با دستور قاضی اسماعیلی رئیس شعبه ۱۶۰۲ دادگاه جنایی به پزشكی قانونی معرفی شد و كارشناسان روانپزشكی با معاینه وی اعلام كردند؛ او باید در بیمارستان روانی بستری شده و تحت درمان قرار گیرد. با اعلام نظر كمیسیون روانپزشكی و رضایت پدر، قاضی دادگاه دستور داد این مرد در بیمارستان روانی بستری شود.
مأموران با بررسی پرونده پزشكی این مرد پی بردند او یك سال قبل پس از گذراندن دوران معالجه از بیمارستان روانی مرخص شده و در این مدت در آپارتمانی در جنت آباد به تنهایی زندگی می كرد.
در ادامه این تجسس ها مشخص شد قربانی دانشجوی رشته تربیت بدنی و مربی شنا بوده و با این مرد در بیمارستان روانی آشنا شده و به یكدیگر علاقه مند شده بودند.
این جوان در بازجویی ها گفت: ۶ سال پیش مادر و خواهرم را به قتل رساندم. آنها مرا درك نمی كردند. روز حادثه پس از آن كه به خانه آمدم منتظر شدم تا آنها بخوابند، سپس با چاقو هر دو آنها را به قتل رساندم و خودم را تسلیم مأموران كلانتری ۱۲۳ نیاوران كردم. پس از محاكمه به حكم دادگاه در بیمارستان روانی بستری شدم. در طول این مدت دختر جوانی كه كارشناس روانشناسی بود به همراه این دختر به بیمارستان می آمدند و با بیماران صحبت می كردند.
در این مدت او به من علاقه مند شده بود و همیشه به ملاقاتم می آمد.وی ادامه داد: با گذشت نزدیك به ۵ سال از بیمارستان مرخص شدم و از آنجایی كه فارغ التحصیل رشته ریاضی هستم به طور خصوصی ریاضی تدریس می كردم. در این مدت این دختر به دیدن من می آمد و هر بار نیز بر سر هر موضوعی بهانه می گرفت و با من بحث می كرد. او هیچ توجهی به من نداشت. روز حادثه باز هم با یكدیگر جر و بحث كردیم. از دست او خسته شده بودم به همین خاطر با چاقوی آشپزخانه چند ضربه به او زدم.با اعتراف های تكان دهنده عامل جنایت، به دستور بازپرس شاملو، وی برای انجام تست روانی و معاینه های تخصصی به پزشكی قانونی معرفی شد.


روزنامه ايران