خوده ایران پیامبر داره تا حالا شده اسمشو بیارن؟ یکی اهورا زرتشت و دیگری مانی ! تا اونجایکه بنده اصلاع دارم ! جنگ که حلوا بخش نمیکنن ! نزنی میزننت و ... زمان پیغمبر خون و خونریزی بوده بالاخره یکی باید پیروز بشه !
خوده ایران پیامبر داره تا حالا شده اسمشو بیارن؟ یکی اهورا زرتشت و دیگری مانی ! تا اونجایکه بنده اصلاع دارم ! جنگ که حلوا بخش نمیکنن ! نزنی میزننت و ... زمان پیغمبر خون و خونریزی بوده بالاخره یکی باید پیروز بشه !
سوره مبارکه الرعد آیه ۱۱(امّا)خداوندسرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) راتغییرنمیدهدمگرآنکه آنان آنچه رادرخودشان است تغییر دهند!
حتی اگر از یک آدمِ نابکار بپرسید که آیا ترجیح میدهدبا رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد، یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب، بدونِ تردید پاسخ خواهد داد :با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است! ابله | فئودور داستایوفسکی
تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده: «سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد» به تعبیر دیگر وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
aramrahgozar (10-06-15), aryaiee (10-06-15), david-ebi (09-06-15), Mahyar.sfi (09-06-15), SajjadKhati (11-06-15), X62 (10-06-15), yas1717 (09-06-15)
|
|
نمی دونم چرا عده ای خیال میکنند که ما اگر کوروش رو دوست داشته باشیم دیگه نمی تونیم پیغمبرمون و امامانمون رو دوست داشته باشیم و شیعه اونها باشیم.نخیر دوست داشتن کوروش باعث ضدیت با 14 معصوم نیست.بلکه اون عدالتی که کوروش میخواسته در 14 معصوم تجلی پیدا کرده و اون حاکم با عدل هم که قرآن و ائمه میگن خصوصیاتش در کوروش مسجل شده.عده ای دوست دارند این وسط دوستداران کوروش رو ضد اسلام و بی خدا نشون بدند.هنوز دلیل دشمنی این عده با کوروش رو نمی دونم.بله خیلی از بزرگان دینمون ذوالقرنین رو کوروش می دونستند.دروغ پرستان این را به شما نگفته بودند ظاهرا.
البته مدتی است که دروغ پرستان از محبوبیت کوروش به وحشت افتاده اند و با اینگونه مقالات پر مغالطه و منحرف کننده سعی در نابود کردن باورهای ملی ما دارند.
اینان باور دارند که باورهای ملی باعث از بین رفتن باورهای دینی ما می شود.البته به این بهانه به کوروش می تازند.
اما دلیل اصلی دشمنی اشان با کوروش دشمنی با ایران و ایرانی است.
ما ایرانیان با افتخار به اینکه شیعه علی (ع) هستیم بعد از الگو گیری از این ائمه هدی بزرگانی چون کوروش را هم سرلوحه زندگی خود قرار می دهیم.و بین این دو هیچگونه ضدیتی نمی بینیم.
تا با این کار دروغ دروغ پرستان را بر همه آشکار کنیم.
آخرین ویرایش توسط david-ebi در تاریخ 10-06-15 انجام شده است
aramrahgozar (10-06-15), aryaiee (10-06-15), maysamsina (10-06-15), nima_hl (10-06-15), SajjadKhati (11-06-15), X62 (10-06-15)
فرونشست زمین اطراف تخت جمشید بحرانی شدبرای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنیدفرونشست زمین در اکثر نقاط ایران و از جمله دشت مرودشت، ناشی از وقوع خشکسالی های پی در پی و برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی است.
مدیر پایگاه میراث جهانی تخت جمشید گفت: فرونشست زمین در اطراف مجموعه جهانی تخت جمشید، نقش رستم و برخی روستاهای مجاور این یادمان های تاریخی، در وضعیتی بحرانی است.
به گزارش ایرنا از روابط عمومی پایگاه میراث جهانی تخت جمشید، مسعود رضایی منفرد در همایش حرائم میراث فرهنگی که در تخت جمشید برگزار شد، بیان کرد: فرونشست زمین در اکثر نقاط ایران و از جمله دشت مرودشت، ناشی از وقوع خشکسالی های پی در پی و برداشت های بی رویه از منابع آب زیرزمینی است.
وی افزود: متاسفانه شدت این بحران به حدی است که علاوه بر آسیب به طبیعت منطقه و اراضی بخش کشاورزی، امکان دارد این پدیده به زیرساخت ها و تاسیسات زیربنایی فارس نیز آسیب رساند.
رضایی منفرد اظهارداشت: افت سطح آب های زیرزمینی و مخاطره فرونشست سطح زمین یکی از بلایا و معضلات مهم کشور و از جمله دشت مرودشت در چند سال گذشته است و به همین سبب تغییر و اصلاح الگوی کشت در این منطقه ضروری ترین اقدام برای رفع این بحران است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد: با هرگونه دخل و تصرف غیرمجاز، خرید و فروش و تغییر کاربری بدون مجوز میراث فرهنگی در اراضی محدوده حرایم تخت جمشید، نقش رستم و شهر استخر برخورد قانونی خواهد شد.
او ادامه داد: اجازه نخواهیم داد زمین خواری و موج تخریب و تغییر کاربری به حوزه حریم سه گانه تخت جمشید، نقش رستم و شهر استخر سرایت کند.
مدیر پایگاه میراث جهانی تخت جمشید بیان داشت: تاکنون تخلفاتی در این حوزه صورت گرفته و پرونده های حقوقی در این زمینه تشکیل شده است که امیدواریم با عزم جدی و هم افزایی جمعی ، میزان تخلفات در محدوده حریم پارسه کاهش یابد.
رضایی منفرد افزود: توجه به عامل مهم تعامل با مردم محلی ساکن در محدوده های حریم های درجه یک و دو این یادمان های تاریخی، به عنوان یکی از مهمترین مسائلی است که باید به آن توجه کافی داشت زیرا ساکنان و کشاورزان این منطقه خود نگاهبانان همیشگی و حافظان محدوده های حرائم هستند.
ابراهیم قزلباش، معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس نیز در این همایش گفت: تقویت انجمن های میراث فرهنگی و سازمان های مردم نهاد، باعث افزایش چشمگیر میزان خدمات، مشارکت و آگاهی بخشی در حوزه میراث فرهنگی می شود.
یادمان تاریخی تخت جمشید که متعلق به دوره هخامنشیان است یکی از چهار اثر ثبت شده استان فارس در فهرست آثار جهانی است که در سال 1979 میلادی با شماره 114 در سازمان جهانی علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) ثبت شد.
مجموعه جهانی تخت جمشید در شهرستان مرودشت و در فاصله 60 کیلومتری شمال شیراز واقع شده است.
سلسله هخامنشیان از سال 330 تا 550 پیش از میلاد در ایران حکومت کردندhttp://www.beytoote....tnews30596.html
سوره مبارکه الرعد آیه ۱۱(امّا)خداوندسرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) راتغییرنمیدهدمگرآنکه آنان آنچه رادرخودشان است تغییر دهند!
حتی اگر از یک آدمِ نابکار بپرسید که آیا ترجیح میدهدبا رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد، یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب، بدونِ تردید پاسخ خواهد داد :با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است! ابله | فئودور داستایوفسکی
تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده: «سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد» به تعبیر دیگر وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
SajjadKhati (11-06-15)
خشکسالی چنان زده که حتی مقبره و کاخ هخامنشینی کوروش دار حال خراب شدنه
سر در سازمان ملل سخنان کوروش رو زدن !
عدالت و قانون در زمان هخامنشیان
در زمان هخامنشیان به داوری و احقاق حق اهمیت داده میشد، چنانچه به نقل از هرودت مورخ نامی آورده شده است:
«بیش از هر چیز دادگستری مورد توجه ایرانیان بوده است . چنانچه مردی بسیار بزرگ و باهوش که دیوکیس نام داشت میان قوم ماد قد برافراشت.
مادها او را در دهکده خود به عنوان قاضی برگزیدند. ساکنان دهکده های دیگر نیز به سوی او شتافتند و دعاوی خود را به داوری او واگذار نمودند. روزی رسید که مردم به هیچکس جز او برای مرافعات خود رو نمیآوردند. سرانجام در یک انجمن همگانی به پادشاهی انتخاب شد.»
و او کسی نبود جز کورش بنیادگذار سلسله هخامنشی.
در عهد هخامنشی قضاوت و داوری زیر نظر شاه انجام می گرفت. مغان و پیشوایان مذهبی مجری قانون و مسئول صدور احکام بودند. مغانها نزد ایرانیان از فرزانگان بشمار می رفتند بطوریکه حتی کسی پیش از آموختن تعالیم مغان به پادشاهی نمی رسید. تمام قدرت و اختیارات منجمله امر قضاوت زیر نفوذ شاه بود شاه امر قضاوت و انتخاب قضاوت را به یکی از دانشمندان سالخورده واگذار می کرد. محاکم به دو دسته عالی و محلی تقسیم می شدند محاکم عالی از 7 نفر قاضی تشکیل می شد.
قوانین توسط کاهنان وضع می گردید محاکمات از روند خاصی پیروی می کرد که یکی از روندها پیشنهاد سازش از طریق داوری بوده با افزایش حجم امور قضایی گروه خاصی بنام سخنگویان قانون (وکیل امروزی) پیدا شدند که مردم را در کارهای قضایی راهنمایی و ارشاد می کردند روندهای دیگر محاکمات یکی سوگند دادن و اجرای احکام الهی بود.
در محاکمات ، سوگند دادن ، و واگذاشتن متهم به حکم الهی نیز مرسوم بود ، و آن چنان بود که متهم را به کار سختی چون انداختن خویش در رودخانه یا نظیر آن وا می داشتند تا در صورتی که بی گناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد....رشوه دادن و گرفتن را از جنایتهای بزرگ می شمردند و مجازات دهنده و گیرنده رشوه ، هردو ، اعدام می شدند.کمبوجیه فرمان داد تا پوست قاضی فاسدی را زنده زنده کندند و برجای نشستن قاضی در محکمه گستردند.آنگاه فرزند همان قاضی را بر مسند قضا نشانید تا پیوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود.
و آن چنان بود که متهم را به کار سختی چون انداختن خویش در رودخانه یا نظیر آن وا می داشتند تا در صورتی که بی گناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد...
شاهنشاهان هخانشی مایل بودند بیشتر دعاوی مردم به طریق داوری خاتمه پیدا کند. چنانکه کوروش مقرر داشت بود که اگر کسی محاکمه با دیگری داشته یا نزاعی میان دو نفر روی دهند طرفین با توافق داورانی معین کنند تا به دعوای آنان رسیدگی و پایان دهد.
تنظیم قانون در دولت هخامنشی
در مورد جمع آوری قانون در زمان هخامنشی گفته شده است که:
«در زمان سلطنت داریوش، وی دستور داد که یک قانون مدنی کامل از روی قوانین کشورهای تابعه و قوانین ایران تهیه و مورد عمل قرار دهند که بعدها همان قانون پایه گذار قانونگذاران روم و سایر کشورهای جهان گردید.»
چنانچه افلاطون، قانون ایرانی بعنوان نمونه ای عقل و درایت توصیف شده است.
دادگاه های مختلف در این دوره
عدالت در زمان هخامنشیان توسط دادگاههایی که به ریاست سران طبقات جامعه تشکیل میشد اجراء میگردید، ایشان در آراء و احکام قضایی خود به سنن کهن و قوانینی که «داتا» نامیده میشد استناد میکردند.
دادگاههای رسمی دیگری وجود داشت که داوران آنها به «داته برا» مرسوم بودند و مستقیماً از طرف پادشاه منصوب میشدند و شغل آنان نیز مورثی بود.
استبداد ایرانی یا نظمی اجتماعی ؟
موروثی بودن قضات ، نشان از آن دارد که استبداد ایرانی ، به مفهومی که نزد غربی ها معروف است ، نبوده است . چنانچه وراثت در میان قضات موجب می شده است که نظمی اجتماعی در میان مسۆولین اصلی قضاوت در کشور وجود داشته باشد که خارج از حیطه اختیار شاه بوده است و شاه مجبور به پیروی از آن می بود.
به همین جهت امکان آن نبود که شاه هرکس را که می پسندد و دوست دارد ، نصب کند و از طرف دیگر مجبور بود که کارها و تصمیماتش را با این قضات هماهنگ نماید و از مخالفت با آنها بطور علنی دست بردارد.
راجع به اهمیت عدالت و اجرای آن در عهده هخامنشی منقول است که کورش از زبان استاد خود گفته است:
«عدالت آن است که به مقتضای قانون و حق باشد و هرچه را از راه حق منصرف شود ستم و بی عدالتی است و قاضی عادل آن است که فتوایش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.»
انواع جرائم و مجازاتها در زمان هخامنشیان
در بررسی متون تاریخی چنین به نظر می رسد که پادشاهان از اختیارات بی حد و حصری برخوردار بودند آنان در تعیین نوع مجازات و میزان آن هیچ محدودیتی نداشتند شاه مافوق قانون بود و محدود به صلاحیت خاصی نبوده است عملکرد شاه ناشی از قدرت قانونی بود که تصور می کردند او از جانب خداوند قانون وضع می کند و خود وی نیز اجراء می کند.
در عهد هخامنشی قضاوت و داوری زیر نظر شاه انجام می گرفت. مغان و پیشوایان مذهبی مجری قانون و مسئول صدور احکام بودند
در زیر نمونه ای چند از مجازاتهای آن دورانها ذکر خواهد شد:
حق تعیین نوع مجازات و دادن این حق به دیگری: شاه هخامنشی می توانست حق انتخاب مجازات را به هر کسی که می خواست اعطاء کند بدیهی است که در این صورت شاه خود را صاحب مطلق مجازات می دانست در این صورت شخصی که اختیار تعیین مجازات به وی داده می شد هر نوع مجازات شدید یا خفیف را می توانست اعمال نماید و این مجازات مشروع تلقی می شد.
حق تغییر مجازاتها: چون شاه انتخاب نوع و میزان مجازات را حق خود می دانست لذا چنانچه توسط قضاوت وی یا داورانش مجازاتی تعیین می شد که محکوم علیه یا بستگان وی از شخص شاه درخواست تغییر یا تبدیل به نوع دیگر را می کرد شاه اگر مصلحت می دانست این اختیار را داشت که به هر نحو بخواهد عمل نماید.
حق عفو: پادشاه حق داشت هر مجرمی را که می خواست مورد عفو قرار دهد مجازاتها در ایران باستان اصولاً شدید بوده است و تابع ضابطه یا قاعده ی خاصی نبوده است، هر کس در منصب قضا قرار می گرفته (شاه، قضات شاهی، هر کس دیگر مأذون از شاه) و مأمور رسیدگی به دعاوی مردم بود بر اساس میل و اراده شخصی خود تصمیم می گرفت در این دوره از اصول قانون بودن جرم و مجازات که امروزه متداول و از اصول مسلم حقوق در تمام گروههای حقوقی است خبری نبوده است در این دوره دادگستری خصوصی بطور مطلق اجراء می شده است.
عدالت و قانون در زمان هخامنشیان
پوشش زنان در دوران هخامنشیان چگونه بود؟
پوشش زنان در جهان، به دوران پیش از تاریخ باز میگردد و همچنین از دیدگاه باستانشناسی پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب باز میگردد، بنابراین مذهب را نمیتوان عامل پیدایش حجاب دانست. برپایهء متون تاریخی در بیشتر تمدنها و ادیان جهان، در میان زنان حجاب معمول بودهاست.هرچند فراز و نشیب زیادی داشتهاست و گاه به میل حاکمان وقت، بیشتر یا کمتر شدهاست ولی هرگز به طور کامل از میان نرفتهاست.اكنون به بررسی پوشش زنان در دوره ی هخامنشیان می پردازیم كه اولین حضور استفاده از چادر در ایران در زمان هخامنشیان بوده است که البته زنان بلند پایه دربار همچون شاهزادگان از آن استفاده می کردند. در مورد پوشاک خاص زنان در دوره هخامنشیان آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمیخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است.
به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل شکل، بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»
یافتههای پژوهشی نشان میدهد که زنان ایران زمین از زمان مادها (که نخستین ساکنان آریایی ایران زمین بوده اند) حجاب کاملی شامل پیراهن بلندچین دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند روی لباسها، داشته اند. این حجاب در دوران سلسلههای مختلف پارسها نیز معمول بوده است.
تصویر به جا مانده بر روی تخته سنگهای دوره هخامنشی نشان میدهد که شباهتی بین لباس زنان و مردان پارسی وجود داشته است. زنان پارسی به جز لباس شبیه آنچه ملکه میپوشیده، لباس دیگری نیز داشته اند، پیراهن آنان پوششی ساده، بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه بوده که دامن از زانو به پایین شرابههایی از مچ پا آویزان داشته، علاوه بر اینها زنان پارسی از چادر نیز استفاده میکردند، و آنرا بر روی تن خود میانداختند به طوری که تمام لباسهای زیر را میپوشانید. نقوشی که روی فرش پازیریک که در سیبری پیدا شده و آنرا مربوط به ایران در دوران هخامنشی میدانند، این مطلب را تصدیق میکند زیرا زنانی که بر روی این فرش نقش کرده اند پوششی سر اندر پا چیزی شبیه چادر روی همه پوشاک خود داشته اند.
در دوران هخامنشیان هنگامی که خشایارشا در مجلسی از ملکه «وشی» ایرانی خواست تا عریان به مهمانی حاضر شود تا حاضران زیبایی اندام او را ببینند، او به این کار تن نداد و همین باعث شد تا عنوان «ملکهء ایران» را از دست دهد، در حالی که «استر» یهودی به انجام این کار پرداخت.برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید اولین حضور استفاده از چادر در ایران در زمان هخامنشیان بوده است
ویل دورانت دربارهء زنان در دوران هخامنشیان میگوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز درتخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان اختلاط کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقشهایی که درایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد.»
لباس بلند و پر چینی که در نگاره های تخت جمشید به چشم می خورد و شاه نیز آن را بر تن دارد ، لباس مشخص دوره هخامنشی است و کوروش بنیان گذار این سلسله این لباس را از مادها كه نخستین دولت ایرانی آریایی و دولت قبل از هخامنشیان بودند گرفته بود و تمامی کارکنانش را متقاعد کرده بود که آن را بر تن کنند . ظاهرا او معتقد بود که این لباس نقص بدن اشخاص را می پوشاند و آدمی را زیبا و بلندبالا نشان می دهد این راز لباسهای چین دار بسیار بلندی است که انتهای آن روی زمین کشیده می شده است.لباس چین دار هخامنشی برای حرکات پر جنب و جوش ، برای سفر ، شکار و جنگ و بطور کلی برای هر نوع کار بدنی آزاد، مثلا : کار در کارگاه ها، لباس چندان مناسبی نبوده و در نتیجه به هنگام کار شلوار نیم تنه و ردا می پوشیدند این نوع لباس لباسی عیلامی، قدیمی ترین تمدن ایرانی و قبل از مادها و احتمالا لباس ملی ایرانیان بوده است . قبل از زمان هخامنشی ، وجود هیچ نوع شلواری قابل اثبات نیست و به جای شلوار چکمه به پا می کردند که همیشه مانند کفش بند دار ، گره ای در قسمت جلو داشت.
در آن زمان گرانترین لباس ها، رداهای پر بهای ایران بوده، با بافتی محکم و پوشیده از پولک های طلایی.
پوشش زنان در دوران هخامنشیان چگونه بود؟
در دوران هخامنشی بین کیفر و جرم واقع شده هیچ شباهت و تناسبی نبوده است. قضات اختیارات نامحدود داشتند که مجازات کاملاً شدید یا کاملاً خفیف باشد، مجازات می توانست کاملاً خفت آور باشد. این مطلب را نباید فراموش نمود که شاه خود را حامی مردم می دانست و به شدت بر امور نظارت می کرده است. شاه در حکومت هخامنشیان خود را نماینده اهورامزدا می دانست. داریوش در بند پنجم کتیبه بیستون می گوید : «با اراده اهورامزدا من شاهم» یا در کتیبه دیگری می گوید: « اهورامزدا حامی توانای من است و آنچه را که او به من امر می کند به دست من انجام و اجرا می شود.»
آئین دادرسی و روش محاکمه
در زمان هخامنشیان برای آنکه کار محاکمات به درازا نکشد برای هر نوع دعوی مدت زمان معینی مقرر شده بود که می بایست در ظرف آن مدت حکم صادر شود.
همچنین به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری میکردند تا دعوایی که میان انها اتفاق افتاده است توسط داور و به طرفین مسالمت آمیز حل و فصل شود
سوره مبارکه الرعد آیه ۱۱(امّا)خداوندسرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) راتغییرنمیدهدمگرآنکه آنان آنچه رادرخودشان است تغییر دهند!
حتی اگر از یک آدمِ نابکار بپرسید که آیا ترجیح میدهدبا رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد، یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب، بدونِ تردید پاسخ خواهد داد :با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است! ابله | فئودور داستایوفسکی
تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده: «سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد» به تعبیر دیگر وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
david-ebi (10-06-15), KOOROSH K (23-12-16), SajjadKhati (11-06-15), yas1717 (10-06-15)
در بابل و جاهای دیگر، مدارک فراوانی در ارتباط با تسامح کوروش در امور دینی بدست آمده و هیچ نشانهای از تعصب وی به دین ملیاش دیده نشدهاست. دربارهٔ اینکه کوروش چه دینی داشت، اختلاف نظر وجود دارد و احتمالاً کوروش خود میبایست پرستندهٔ بودهباشد، اگرچه تقریباً هیچ چیزی دربارهٔ باورهایش نمیدانیم. مطابق با گزارش گزنفون، کوروش در بارگاهش پیرامون مسائل دینی از رهنمودهای مغان پیروی مینمود. اگرچه بسیاری از پژوهشگران، کوروش را زرتشتی نمیدانند، مری بویس قویاً استدلال میکند که کوروش خود یک زرتشتی بود که چنان پا جای پای نیاکان خود میگذارد، نیاکانی که از سدهٔ هفتم پیش از میلاد هنوز پادشاهان کوچکی در انشان بودند. او خاطرنشان میسازد که آتشکدهها و نیایشگاههای پاسارگاد حاکی از عمل به آیینهای زرتشتیاست و متنهای یونانی نیز به عنوان شاهد آوردهاند که مغان زرتشتی جایگاههای ارزندهای در دربار کوروش داشتهاند. لوییس گری عقیده دارد که کوروش دقیقاً پیرو آئین ایرانیان باستان قبل از گاتاهای زرتشت و بازماندهٔ آن در اوستای جدید بود و خدایانی که مورد تکریم کوروش بودند، با اهورامزدا، میترا، آذر و آناهیتا، قابل تطبیق هستند. وی معتقد است دین کوروش به آئین ارائهشده در اوستای جدید نزدیک بوده و دلیلی برای زرتشتی دانستن او وجود ندارد. در برابر، پژوهشگرانی همچون جورج کامرون و والتر هینتس عقیده دارند که زمان زندگی زرتشت مابین سالهای ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده و کوروش در این مدت، حتی با زرتشت دیدار هم داشته و پیرو دین زرتشتی بودهاست و دلیل این استدلال را آتشدانهای ساختهشده در فضای آزاد و برج نگهداری آتش در پاسارگاد میدانند. ماکس مالوان میگوید که تاکنون هیچ مدرکی بدست نیامده که بر پایهٔ آن بتوان گفت، کوروش زرتشتی بودهاست ولی رفتار او با آموزههای زرتشت و اصول دین او نقاط مشترک بسیاری دارد و شاید از دین زرتشتی تأثیر پذیرفته باشد.
نتیجه:برادر هم آیین و هم مذهب شیعه من اگر در دل نسبت به کوروش بغض داشته باشی می توانی کلی مدرک(مغالطه)جور کنی که ملحد و ستمگر بوده.اما اگر در دل عاشق او باشی و باور داشته باشی که در هر صورت باعث سرافرازی ایرانیان و ایران زمین بوده می توانی کلی مدرک بیابی که این عقیده ات را تایید کند.همه چیز به دلت و حب و بغضت نسبت به کوروش بزرگ ما ایرانیان برمی گردد.
و این را بدان دوستدار و عاشق کوروش بودن هیچگونه منافاتی با دوستدار و محب اهل بیت بودن ندارد.
چه تعداد زیادی از بچه هیاتیها و عزاداران امام حسین را در همین مشهد می شناسم که عاشق کوروش هم هستند.فقط کسانیکه دشمن مردم ایران هستند دوست دارند اینطور نشان دهند که اگر کوروش را کبیر و عادل بدانی و دوستش داشته باشی با اهل بیت دشمنی کردی
یکی از دوستان عقیده مجتهدین و مفسرین بزرگ قرن اخیر را در اینکه کوروش ذوالقرنین بوده به اطلاعتان رساندند.
امیدوارم بدون بغض و کینه قضاوت کنی.موفق باشی.
آخرین ویرایش توسط david-ebi در تاریخ 10-06-15 انجام شده است
SajjadKhati (11-06-15)
کاربر شهرسختافزار
اونایی که کوروش و دوست دارن فقط به واسطه بزرگترین امپراطوری ایرانی!!!!!!!! دوستش دارن! اما چیزی ازش نمیدونن! نمیدونن تنها کتیبه موجود از کوروش و یهودیا به نام خودشون مصادره کردن و حرفای خوشگل خوشگل توش زدن تا هر وقت خواستن با اون حرفا دهن یه سری ایرانی و ببندن. وقتی توی کتیبه از مردوک (نام یکی از جنیان) اسفاده شده، یا کوروش جن پرست بوده و یا اگر نبوده مشخصه کیا جن رستن و شیاطین و میپرستن! تو قرآن هم به وضوح با فعل ماضی مضارع نوشته که یهودیان از گذشته تا زمان حال به پرستش جن و یادگیری جادو و جنبل مشغولن!!!! فعل ماضی مضارع آورده! یعنی هنوزم مشغولن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کیا؟!؟!؟!؟!؟ یهودیا!!!!!برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید ارسالی توسط david-ebi برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
SajjadKhati (11-06-15)
|
|
برادر گرامی هر کسی از ظن خود شد یار من.شما هم اختیار دارید جزو هر کدام از دو دسته ای که در نتیجه گیری گفتم باشید.اما همیشه دروغ پرستان و کسانی که پیامبر و امامان ما را برای خودشان مصادره کردند و از طرف آنان احادیثشان را سلیقه ای تفسیر می کنند بدانند(و نه شما دوستان عزیزم در این انجمن) که عموم ایرانیان شیعه مولا و ادامه دهنده روش و منش کوروش کبیر هستند که این دو هیچ ضدیتی با هم ندارند.موفق و پیروز باشید.برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید ارسالی توسط hosseinbrusli برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
نه برادر من.ما فقط کوروش را به واسطه عدل و رحمت در عین قدرتمندی اش دوست داریم و هیچ.که اگر در زمان او کسی میگفت بالای چشم کوروش ابرو استبرای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید جان و مالش به مخاطره نمی افتاد.برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنیداونایی که کوروش و دوست دارن فقط به واسطه بزرگترین امپراطوری ایرانی!!!!!!!! دوستش دارن!
چندین دهه است که دشمنان کوروش به واسطه در اختیار داشتن کامل تمامی رسانه های جمعی و اغلب نشریات و تریبونهای رسمی کشور با خیال راحت دست به تخریب شخصیت او می زنند. از جمله آنان کسانی هستند که دوستان نامهایشان را در پستهای قبلی به عنوان استاد و....گذاشتند.اما هیچوقت فرصت دفاع به مردم داده نشده است.در این بین بسیار واضح و مبرهن است که بسیاری از دوستان من کوروش را جن پرست و ملحد و صهیونیست و.....بدانند.مگر نه که معاویه با در دست داشتن تمامی سنگرهای تبلیغات زمان خودش کاری کرده بود که نه تنها در سر هر نماز مردم لعن مولا علی می گفتند بلکه هنگامی که ایشان به شهادت رسیدند گفتند مگر علی نماز هم میخوانده؟!!!!بله این است قدرت تبلیغات و صاحب کلیه منابع تبلیغاتی بودن.هر گاه دوستداران کوروش به اندازه مخالفانش این رسانه های جمعی را در دست داشتند و توانستند تبلیغات کنند آنوقت انسان بی غرض می نشیند حرفهای هر دو طرف را گوش میکند و با وجدانش نتیجه گیری میکند.
آری دوستانم با تمام تهمتهایی که به کوروش کبیر می زنید عدل و رحمت او در برابر کسانی که به جنگ او آمده بودند(چه برسد به کسانی که فقط با زبان مخالفتش را کرده بودند)باعث میشود ما او را برتر بدانیم.
آخرین ویرایش توسط david-ebi در تاریخ 11-06-15 انجام شده است
SajjadKhati (11-06-15), خبات کریمی (11-06-15)
به گزارش خبر انلاین دربخش هایی از تفسیر المیزان آمده است:
بعضى گفته اند: ذوالقرنین همان کورش یکى از ملوک هخامنشى در فارس است که در سالهاى (539 - 560) ق م مى زیسته وهموبوده که امپراطورى ایرانى را تاسیس ومیان دومملکت فارس وماد را جمع نمود. بابل را مسخر کرد وبه یهود اجازه مراجعت از بابل به اورشلیم را صادر کرد، ودر بناى هیکل کمک ها کرد ومصر را به تسخیر خود درآورد، آنگاه به سوى یونان حرکت نموده بر مردم آنجا نیز مسلط شد وبه طرف مغرب رهسپار گردیده آنگاه روبه سوى مشرق نهاد وتا اقصى نقطه مشرق پیش رفت .
این قول را یکى از علماى نزدیک به عصر ما ذکر کرده وی کى از محققین هند در ایضاح وتقریب آن سخت کوشیده است . اجمال مطلب اینکه : آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق مى شود، زیرا اگر ذوالقرنین مذکور در قرآن مردى مؤ من به خدا وبه دین توحید بوده کورش نیز بوده ، واگر اوپادشاهى عادل ورعیت پرور وداراى سیره رفق ورأ فت واحسان بوده این نیز بوده واگر اونسبت به ستمگران و دشمنان مردى سیاستمدار بوده این نیز بوده واگر خدا به اواز هر چیزى سببى داده به این نیز داده ، واگر میان دین وعقل وفضائل اخلاقى وعده و عده وثروت وشوکت وانقیاد اسباب براى اوجمع کرده براى این نیز جمع کرده بود.
و همانطور که قرآن کریم فرموده کورش نیز سفرى به سوى مغرب کرده حتى بر لیدیا وپیرامون آن نیز مستولى شده وبار دیگر به سوى مشرق سفر کرده تا به مطلع آفتاب برسید، ودر آنجا مردمى دید صحرانشین و وحشى که در بیابانها زندگى مى کردند. ونیز همین کورش سدى بنا کرده که به طورى که شواهد نشان مى دهد سد بنا شده در تنگه داریال میان کوه هاى قفقاز ونزدیکیهاى شهر تفلیس است . این اجمال آن چیزى است که مولانا ابوالکلام آزاد گفته است که اینک تفصیل آن از نظر شما خواننده مى گذرد.
اما مساله ایمانش به خدا وروز جزا: دلیل بر این معنا کتاب عزرا (اصحاح 1) وکتاب دانیال (اصحاح 6) وکتاب اشعیاء (اصحاح 44 و 45) از کتب عهد عتیق است که در آنها از کورش تجلیل وتقدیس کرده و حتى در کتاب اشعیاء او را راعى رب (رعیتدار خدا) نامیده ودر اصحاح چهل وپنج چنین گفته است : (پروردگار به مسیح خود در باره کورش چنین مى گوید) آن کسى است که من دستش را گرفتم تا کمرگاه دشمن را خرد کند تا برابر اودربهاى دولنگهاى را باز خواهم کرد که دروازه ها بسته نگردد، من پیشاپیشت رفته پشته ها را هموار مى سازم ، ودرب هاى برنجى را شکسته ، وبندهاى آهنین را پاره پاره مى نمایم ، خزینه هاى ظلمت ودفینه هاى مستور را به تومى دهم تا بدانى من که تو را به اسمت مى خوانم خداوند اسرائیلم به تولقب دادم وتومرا نمى شناسى )
واگر هم از وحى بودن این نوشته ها صرفنظر کنیم بارى یهود با آن تعصبى که به مذهب خود دارد هرگز یک مرد مشرک مجوسى ویا وثنى را (اگر کورش یکى از دومذهب را داشته ) مسیح پروردگار وهدایت شده اوومؤ ید به تایید او و راعى رب نمى خواند.
علاوه بر اینکه نقوش ونوشته هاى با خط میخى که از عهد داریوش کبیر به دست آمده که هشت سال بعد از اونوشته شده - گویاى این حقیقت است که اومردى موحد بوده ونه مشرک ، ومعقول نیست در این مدت کوتاه وضع کورش دگرگونه ضبط شود.
و اما فضائل نفسانى او: گذشته از ایمانش به خدا، کافى است باز هم به آنچه از اخبار وسیره اووبه اخبار وسیره طاغیان جبار که با اوبه جنگ برخاسته اند مراجعه کنیم وببینیم وقتى بر ملوک ماد و لیدیا وبابل و مصر ویاغیان بدوى در اطراف بکتریا که همان بلخ باشد وغیر ایشان ظفر مى یافته با آنان چه معامله مى کرده ، در این صورت خواهیم دید که بر هر قومى ظفر پیدا مى کرده از مجرمین ایشان گذشت وعفومى نموده وبزرگان وکریمان هر قومى را اکرام وضعفاى ایشان را ترحم مى نموده ومفسدین وخائنین آنان را سیاست مى نموده .
کتب عهد قدیم ویهود هم که اورا به نهایت درجه تعظیم نموده بدین جهت بوده که ایشان را از اسارت حکومت بابل نجات داده وبه بلادشان برگردانیده وبراى تجدید بناى هیکل هزینه کافى در اختیارشان گذاشته ، ونفائس گرانبهایى که از هیکل به غارت برده بودند ودر خزینه هاى ملوک بابل نگهدارى مى شد به ایشان برگردانیده ، وهمین خود مؤ ید دیگرى است براى این احتمال که کورش همان ذوالقرنین باشد، براى اینکه به طورى که اخبار شهادت مى دهد پرسش کنندگان از رسول خدا (صلى اللّه علیه وآله وسلم ) از داستان ذوالقرنین یهود بوده اند.
علاوه بر این مورخین قدیم یونان مانند هردوت و دیگران نیز جز به مروت وفتوت وسخاوت وکرم وگذشت وقلت حرص وداشتن رحمت ورأ فت ، اورا نستوده اند، واورا به بهترین وجهى ثنا وستایش کرده اند.
و اما اینکه چرا کورش را ذوالقرنین گفته اند: هر چند تواریخ از دلیلى که جوابگوى این سؤ ال باشد خالى است لیکن مجسمه سنگى که اخیرا در مشهد مرغاب در جنوب ایران از اوکشف شده جاى هیچ تردیدى نمى گذارد که هموذوالقرنین بوده ، و وجه تسمیه اش این است که در این مجسمه ها دوشاخ دیده مى شود که هر دودر وسط سر اودر آمده یکى از آندوبه طرف جلوویکى دیگر به طرف عقب خم شده ، واین با گفتار قدماى مورخین که در وجه تسمیه اوبه این اسم گفته اند تاج ویا کلاه خودى داشته که داراى دوشاخ بوده درست تطبیق مى کند.
SajjadKhati (11-06-15), SOHR@B (11-06-15)
مانی و اهورا زرتشت تاریخ تولدشون کی اه ؟ تا یه جشنیم برای اینها ب---یم برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید چرا مال اسلام رو میدونن ولی برای ایران مانی و اهورا خودمونو نمیکن ؟ برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
سوره مبارکه الرعد آیه ۱۱(امّا)خداوندسرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) راتغییرنمیدهدمگرآنکه آنان آنچه رادرخودشان است تغییر دهند!
حتی اگر از یک آدمِ نابکار بپرسید که آیا ترجیح میدهدبا رذلی مثلِ خودش سروکار داشته باشد، یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب، بدونِ تردید پاسخ خواهد داد :با آدمی بزرگوار و خوش قلب!
پیروزیِ فضیلت، در همین است! ابله | فئودور داستایوفسکی
تمام تاریخ معاصر ایران در این یک جمله شاملو خلاصه شده: «سخت است فهماندن چیزی به کسی که بابت نفهمیدنش پول میگیرد» به تعبیر دیگر وقتی شکم ها پر از حرام شد، گوش ها نمی شنود.
david-ebi (10-06-15), SajjadKhati (11-06-15)
سجاد جان تا بحال افتخار دیدنتون رو نداشتم ولی فک میکنم (رک بگم) خوشکه مقدس هستین و بس
انگلیسی ها میگن اگه همسایه ما زیاد نداشت ما طمع به زیاده روی رو نداشتیم.
میبینن زیاد داری شما رو هم درگیر اسلام یا یهودیت یا زرتشت میکنن ازت پول دار میارن تو نمیفهمی
اگاه باش
از دیگران استفاده نمیکنی نزار ازت استفاده کنن
david-ebi (10-06-15), JiMmY.j (11-06-15), Nima061 (10-06-15), SajjadKhati (11-06-15), SOHR@B (11-06-15)
1 کاربر در حال مشاهده این موضوع. (0 عضو و 1 میهمان)
Bookmarks