دم به کله میکوبد و شقیقه اش به دو شقه میشود
بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق
کاربر افتخاری
دم به کله میکوبد و شقیقه اش به دو شقه میشود
بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق
شجاعت می خواهد
وفادار احساسی باشی
که میدانی
شکست می دهد
روزی نفس های دلت را...
F A R I D (29-01-08)
عشقمون زلال و پاكه مي دونم كه خوب مي دونييادمه يه روزي گفتي اينو از چشمام مي خونيتو اگه روي زميني ،هديه اي از آسمونيدوس دارم تا وقت مردن نري و پيشم بمونيدوس دارم دستاي گرمت مرهم غربت من شهآرزوم اينه كه يك شب دلت هم صحبت من شهسر بزارم روي زانوت ، تو برام قصه بخونيبگي تا هميشه هستي نمي ري پيشم مي مونيمگه من از تو چي ميخوام غير مهربوني ،هيچيبا يه لبخند تو مي توني نسخه منو بپيچيآره من مريض عشقم ، تو طبيبمي مي دونمبين خوشگلاي دنيا تو حبيبمي مي دونممَثَل من وتو مِثل مَثَل تشنه و آبهمن و تو كه خوب مي دونيم درمون تشنگي آبهوقتي كه من تو رو دارم چه نيازي كََس نميخوامبخدا وقتي تو باشي حتي من نفس نميخوامتو برام جون و جهوني ، بسكه خوب و مهربونيدوس دارم همه بدونن تو برام آروم جونيمثل محرابه دو ابروت چه مقدسه نگاهت
اي عشق بسوي تو دويدن تا كي؟هي وعدۀ رفتن ورسيدن تا كي ؟در حسرت پروانه شدن مانده دلمهي پيله به دور خود تنيدن تا كي ؟احساس پلنگي ام به جوش آمده استاي ماه به سوي تو جهيدن تا كي؟يك شب بنشين سير تماشا كنمتاي خوب، تو را خوب نديدن تا كي؟شيريني محضي و عنايت نكنيآن شهد لبت را نمكيدن تا كي ؟از پاي فتاده ام به فريادم رساي عشق بسوي تو دويدن تا كي ؟
ايكاش تو مرگ مرا آرزو كنييا دشنه اي در دل تنگم فرو كنيچشمان تو آيه صبح قيامت استپلكي بزن تا كه مرا زيرو رو كنيمي خواهم از خاك تنم گِل بسازي ودست مرا دسته دور سبو كنييك روز مي رسد كه نباشم و تو مرادر حسرت خاطره ها جستجو كنيخال لبت نقطه اوج خيال هاستگر بوسه را مثل عسل در گلو كنيقلب من و چشم تو از دست مي رونداين هر دو را يك شب اگررو به رو كنيگريان نبينمت كه دلم پاره مي شودبا خنده ات بكوش ، دلم را رفو كني
چقدر دل نگران ايستاده اي گل منهميشه تلخ وگران ايستاده اي گل منتو هم شبيه مني، از تبار ققنوسيهزار شعله به جان ايستاده اي گل منميان چشم تو غرقند رودهاي جهانسكوتِ در فوران ايستاده اي گل منبه سرو قامت تو دل سپرده شاعر مستفقط تويي كه چنان ايستاده اي گل منسخن زهجرت و پاييز مگو بهار دلمبمان،هميشه بمان،ايستاده اي گل من
بعد از آن كه دو واژهي عزيز من را نوشت، آماده بودآنچه را نمي تواند بگويد حذف كند. نميخواست بنويسد، دلش براي او تنگ شده، اما ميخواست، هر عبارتي را كه بوي رضايت حاصل از نبودن او را داشت حذف كند. ... ميخواست بنويسد ( هميشه به تو فكر ميكنم) ، اما اين هم از آن چيزهايي بود كه نمي توانست زيرش را امضا كند!!!
همنفس گلم سلام ، دیگه یه گوله آتیشم
مضحکه دوستم نداری ، دلم می خواد بیای پیشم
عجیبه ، وقتی نمی خوای من یکی دوونه ترم
منتظرم ناز کنی و فقط بشینم بخرم
یکی می گفت ، که آدما ، بیشترشون اینجورین
بر عکس آرزوهاشوم ، عاشق هم تو دورین
ولی تو چی ، نه دوریو ، نه نزدیکی دلت می خواد
اولش اینجور نبودی ، خوب یادمه ، یادت می یاد؟
باز که مث قبلیا شد ، باز که م یذارمش کنار
چشات چه برقی می زنه ، تو قاب عکست ، رو دیوار
راستی یه چیزی رو بگم ، پشت سرم حرف می زنن
می گن که جادو کردنش ، دوستن اونا یا دشمنن ؟
همش می پرسن اون چی شد ؟ آره دیگه تو رو می گن
یکی می گفت اینجور کسا ، فکر یه آدم دیگن
چیکار کنم ، خودت بیا ، جواب حرفا رو بده
به قول جویا هوا ، بهمنه ، نامساعده
به تو نمی شه راس نگم ، از این خیالا ترسیدم
از تو چه پنهون یه کمی پنهونی از تو رنجیدم
به اونا چیزی نمی گم ، به هیچکی حرفی نزدم
هر چیه من مال توام، این کارا رو خوب بلدم
اما تا کی ؟ باید تا کی این نقشا رو بازی کنم؟
حالا که راضین همه ، باید تو رو راضی کنم ؟
راستی عجب دنیاییه ، کاراش غریب و وارونس
دیوونه کم بود ، خودشم از همه بیشتر دیوونس
ببین گلم ، بهشت من، طاقت شونه هام کمه
عین یاس همسایمون ، شاخه ی آرزوم خمه
زخم زبون آدما هر ثانیه زیادتره
همش می گن کجاس ؟ چی شد ؟ تو رو نمی خواد ببره ؟
مادربزرگ می گفت برو طالعتو یه جا ببین
منم آوردم عکستو ، گفتم تو فالم اینه ، این
همه بهم می خندیدن ، تو هم بودی می خندیدی ؟
کاش خودتو به جای من می ذاشتی و می فهمیدی
خب دیگه دردا خیلی شد ، به درد آوردم سر تو
گفتم شاید دریابی این دیوونه ی پرپر تو
یه سر بزن ، یه کار بکن ، اینجا یه کم آروم بشه
منم اگه دوس نداری ، بگو بذار تموم بشه
یه نامه ی تابستونی ، تو یک شب ابری تیر
تکلیفمو روشن کن و حق دل من و بگیر
دوست دارم تکراریه ، خیلی بهت نیاز دارم
قلبمو با هر چی توشه ، واست ، تو نامت می ذارم
اگه دوسم داشتی که هیچ ، فقط رو نامه دس بکش
اگر نه ، راحت بگوو بدون من نفس بکش
فقط حقیقتو بگو ، هر چی تو قلبت می گذره
به حرف قلبت گوش بده ، اینجوری خیلی بهتره
برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
دستم را با نخی بسته ام که یادم باشد فراموشت کرده ام
برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
شب بی ستاره بودن
شب دوری از چشاته
شب بی ترانه موندن
شب دور از نفساته
به خدا بدون چشمات
اسمون رنگی نداره
کاش بیای منو ببینی
تو شبای بی ستاره
پرم از حس شکستن
مثل شیشه های خونه
توبیا ستاره ای باش
تو شبای بی نشونه
لحظه لحظه دیدن تو
واسه من یه انتظاره
انتظار تا کی غریبه
وقتی دلا بی قراره
برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
من دلم رو به تو دادم
تو ولی دل به هوس
هم نفس بودم و تو
اما همیشه بی نفس
فکر میکردم که دلت
تموم دنیاست واسه من
دلت اما واسه من
هیچی نبود جز یه قفس
***********
نفرین به تو که سایه دردی
یخ بسته دلت از بس که سردی
تو موندی سر دو راهی اما
یک روز تو پشیمون بر میگردی
نفرین به تو که پر از فریبی
اسمت اشناست اما غریبی
یک روز تو پشیمون می شی اما
از من تا همیشه بی نصیبی
برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید
من از آن روز که در بند توام آزادم
1 کاربر در حال مشاهده این موضوع. (0 عضو و 1 میهمان)
Bookmarks