کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده،زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده منو درو دیوار نمی فهمه
واسه تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزه من،خالی تر از دیروزه
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده،زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده منو درو دیوار نمی فهمه
واسه تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزه من،خالی تر از دیروزه
من نه آبشارم که هردم سر به زیر آرم
من آن کوهم که دست آسمان در دست خویش دارم/
من نه آن ساقه ی خم گشته ی ژولیده ی یاسم
من همان سرو بلندم،لانه ها در قلب خویش دارم/
من نه آن جوی ضعیف کوچه هایم
آن خروشان بحر مواجم،بسی ناگفته ها در کام خویش دارم...
(اشکان)
P A R H A M (01-09-11)
1 کاربر در حال مشاهده این موضوع. (0 عضو و 1 میهمان)
Bookmarks