بوسه هايم ابري مي شوند
و پشت سرت
آسمان ، آسمان فرو مي ريزند
و مثل پرستويي
کنار پنجره ي اتاقت مي خوابند و
سراغت را مي گيرند
هر جا که بوي تو باشد
همان جا فرو مي ريزند

بوسه هايم نيز مثل خودم
نه مادر دارند ، نه وطن
و نه کسي که غمخوارشان باشد

بوسه هايم تکه ابري بي مرزند
و گردباد سبز عشق
که يکسر سراغ تو را مي گيرند
اگر شبي زمستاني و يخبندان
صدايي از پشت در خانه ات شنيدي
بدان بوسه هاي من است
که دارد در خانه ات را مي کوبد


لطيف هلمت