چرخ که امشب که به کام دل ما خواست گشتن دامن وصف تو نتوان به رقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانه ی مایی...
سعدی این گفت و شد از گفته ی خود باز پشیمان!
که مریض طب عشق تو هدر گوید و حزیان
به شب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیمان؟ پرتو روی تو گوید که تو در خانه ی مایی...
سعدی پیر حکمت






پاسخ با نقل قول
Bookmarks