آب قليل
مساءله 21 :
آب قليل ، آبى است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد و آب باران (در حال باريدن ) هم نباشد.
مساءله 22 :
اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد، نجس مى شود، ولى اگر از بالا با فشار- بلكه با مطلق حركت - به پايين روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به آن چيز مى رسد نجس و هر چه بالاتر از آن است پاك مى باشد.
مساءله 23 :
آب قليلى كه براى بر طرف كردن عين نجس ، روى چيز نجس مى ريزند و از آن جدا گردد، نجس است .
آب جارى
مساءله 24 :
آب جارى آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد، مانند آب چشمه و قنات .
مساءله 25 :
آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى كه بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده ، پاك است .
آب باران
مساءله 26 :
اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست ، يك مرتبه باران ببارد، جايى كه باران به آن برسد پاك مى شود و در فرش و لباس و مانند اينها، فشار لازم نيست ، ولى باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلكه بنابر احوط طورى باشد كه بگويند باران مى آيد و به حدّ جريان برسد، و اگر زمين طورى است كه آب در آن جريان پيدا نمى كند، كافى است به حدى ببارد كه اگر زمين سخت بود بر آن جارى مى شد.
آب چاه
مساءله 27 :
آب چاهى كه از زمين مى جوشد، اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى كه بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده ، پاك است .
آب مضاف
مساءله 28 :
آب مضاف ، چيز نجس را پاك نمى كند و وضو و غسل هم با آن باطل است .
مساءله 29 :
آب مضاف هر قدر زياد باشد، اگر ذرّه اى نجاست به آن برسد، نجس مى شود.
آب
مساءله 30 :
آب ، با چهار شرط چيز نجس را پاك مى كند.
اول :
مطلق باشد، پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد، چيز نجس را پاك نمى كند.
دوم :
پاك باشد
سوم :
وقتى چيز نجس را مى شويند آب مضاف نشود
چهارم :
بعد از آب كشيدن چيز نجس ، عين نجاست با چيزى كه نجس شده و پاك نشده است ، در آن نباشد
مساءله 31 :
ظرفى كه به غير بول نجس شده ، اگر يك مرتبه شسته شود، پاك مى شود، حتى اگر با آب قليل باشد بنابر اقوى ، ولى ظرفى را كه سگ ليسيده يا از آن ، آب يا چيز روان ديگر خورده ، اظهر اين است كه اگر با خاك ممزوج به آب ، خاك مالى شود و بعد از آن دو مرتبه با آب قليل يا يك مرتبه با آب كر يا جارى شسته شود، كافى است .
مساءله 32 :
ظرفى را كه به غير بول نجس شده ، با آب قليل به دو صورت مى توان آب كشيد:
اول :
آن كه بنابر اقوى يك مرتبه از آب پر كنند و خالى كنند
دوم :
يك دفعه ، قدرى آب در آن بريزند و آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند. و اگر به بول نجس شده باشد، اين كار را دوبار انجام دهند.
مساءله 33 :
اگر چيز نجس را بعد از بر طرف كردن عين نجاست ، يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى شود. و احتياط واجب آن است كه فرش و لباس و مانند اينها اگر با آب قليل شسته شود، طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن ، خارج شود.
مساءله 34 :
اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده ، با آب قليل آب بكشند، چنانچه يك مرتبه آب روى آب بريزند و از آن جدا شود و در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر آب روى آن بريزند پاك مى شود، ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه ، فشار دهند تا غُساله آن بيرون آيد.
مساءله 35 :
هر چيز نجس ، تا عين نجاست را از آن بر طرف نكنند، پاك نمى شود.
مساءله 36 :
اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند، اطراف آنجا كه متصل به آن است و معمولاً موقع آب كشيدن آنجا، نجس مى شود، با پاك شده جاى نجس ، پاك مى شود،
مساءله 37 :
چيزى را كه در آن عين نجاست نيست ، اگر زير شيرى كه متصل به كر است ، يك دفعه بشويند، پاك مى شود.
زمين
مساءله 38 :
زمين ، با سه شرط، كف پا و ته كفش را پاك مى كند:
1 : آن كه زمين ، بنابر احوط، از عين نجاست و آنچه در حكم نجاست است ، پاك باشد
2 : آن كه خشك باشد
3 : آن كه اگر عين نجس مثل خون و بول يا متنجس مثلِگلى كه نجس شده در كف پا يا ته كفش باشد، بواسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين يا به هر سبب ديگرى بر طرف شود. با راه رفتن روى فرش ، حصير و سبزه ، كف پا و ته كفش نجس پاك نمى شود.
آفتاب
مساءله 39 :
آفتاب ، زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره ، در ساختمان به كار برده شده و نيز ميخى را كه به ديوار كوبيده اند با پنج شرط پاك مى كند:
1 : چيز نجس به طورى تر باشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد، تر شود، پس اگر خشك باشد بايد به وسيله اى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند
2 : اگر عين نجاست : در آن چيز باشد، پيش از تابيدن آفتاب آن را بر طرف كنند،
3 : چيزى مثل پرده يا ابر، از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند
4 : آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند، مثلاً اگر چيز نجس ، به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمى گردد.
5 : آفتاب ، مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته ، يك مرتبه خشك كند، يعنى ، اگر آفتاب يك مرتبه روى ساختمان را خشك كند و مرتبه ديگر زير آن را خشك كند، روى ساختمان پاك و زير آن نجس است .
نكاتى در مورد طهارت و نجاست
1 : تا يقين به نجاست چيزى نداشته باشيم ، آن چيز پاك است . مثلاً اگر به خانه كسى برويم و او بچه دار بوده و نسبت به نجاست هم اعتنايى نداشته باشد همه منزل و لوازم آن پاك است ، چون يقين بر نجاست آن مكان نداريم و طهارت و نجاست با يقين ثابت مى شود.
2 : وسواس داشتن : در مورد نجاست دليل نمى شود كه آن چيز نجس باشد. وسواس داشتن . بعضى خانمها در طهارت و نجاست وسواس دارند. اين وسواس يك نوع بيمارى است و چنانچه كه از نامش پيداست وسوسه شيطان است . امّا اگر شخص اراده كند، به راحتى قابلِ درمان است . شكلِ وسوسه اينطور است كه مثلاً چيزى نجس شده اين خانم آن را يك بار شست و شو مى دهد، امّا دوباره وسوسه مى شود كه آيا پاك شده يا نه لذا دوباره مى شويد. اين كار تا چند نوبت تكرار مى شود. احياناً اگر دست كسى به لباس ها خورد باز وسوسه مى شود كه دوباره آن چيز نجس شده است . اين حالت روحى ، فاجعه اى است كه دين و دنيا و راحتى و آسايش مادى و معنوى را يك جا با هم مى سوزاند. راه شرعى و بهداشتى آن ، همان بود كه قبلاً متذكر شديم .
3 : اگر قسمتى از چيزى نجس شود دليل بر نجاست همه آن نمى شود.
اگر قسمتى از فرش نجس شده باشد در اين جا دو حالت دارد:
1 - اگر خيس باشد، انسان نمى تواند دست يا پا روى آن بگذارد چون به محض ملاقات با نجس ، نجس مى شود.
2 - اگر خشك شده باشد، انسان مى تواند با دست يا پا روى آن بگذارد، به شرطى كه دست يا پايش رطوبت نداشته باشد.
اگر قسمتى از فرش نجس باشد آيا انسان مى تواند روى قسمت هاى ديگر آن كه نجس نيست نماز بخواند؟ بله مى تواند روى قسمت هاى ديگر فرش نماز بخواند، چون نجس بودن قسمتى از فرش نجس ، بقيه را نجس نمى كند.
گاهى لباس انسان با خون نجس مى شود. اصل نجاست با شستن پاك مى شود. اين را هم اضافه كنيم كه اگر لكه يا اثر آن خون باقى بماند آن لباس پاك است .
استفتائات
1 - اشياء متنجسّه مثل لباس و غيره اگر با آب قليل يا كر و يا جارى شسته شود آيا فشار دادن لازم است يا نه .
بسمه تعالى
در آب قليل لازم است على الاحوط و در غير آن به احتياط مستحب لازم است .
2 - چيزهايى كه قابل فشار نيست مثل چوب و برنج و گندم و امثال ذلك هرگاه نجس شوند يعنى آب نجس به جوف آنها برود تطهيرشان چگونه است .
بسمه تعالى
با شستن ، تطهير ظاهر آنها مى شود، اما تطهير باطن آنها مشكل است مگر آنكه علم به نفوذ آب كُرّ يا جارى در جوف آنها حاصل شود با مجرد خيساندن در آب ، و آن هم به دو شرط:
1 - اينكه آن اشياء خشكانده شود. قبل از اينكه در آب گذاشته شود.
2 - آب مطلق به داخل آنها نفوذ كند نه آب مضاف .
3 - بخار يا دود يا شعله اى كه از نجس يا متنجس بريزد پاك است يا نه .
بسمه تعالى
بخار و دود و شعله اى كه از چيز نجس يا متنجس برمى خيزد پاك است ولى اگر بخار به صورت عرق و مايع در آيد چه از نجس باشد و چه از متنجس ، نجس است ، و نيز بنابراحتياط واجب بايد از ذرّات چربى و روغنى كه از دود نجس و متنجس حاصل مى شود و بر سطوح مجاور آن مى نشيند اجتناب شود.
4 - بعد از جدا شدن غساله به نحو متعارف ، رطوبت و آبى كه باقى مى ماند در محل پاك است يا نه .
بسمه تعالى
بله پاك است .
5 - اگر كسى شك داشته باشد در انگور بودن و غوره بودن آيا عصير چنين چيزى ، به مجرّد جوش آمدن ، حرام و نجس مى شود يا نه :
بسمه تعالى
نجس و حرام نمى شود.
6 - آب انگور كه به جوش بيايد پيش از بخار شدن دو ثلث آن ، چيزى از اقسام به ، سيب يا كدو و مانند آن در او بيندازند چه صورتى دارد.
بسمه تعالى
اقوى و احوط نجاست آن است و اظهر و احوط تعميم حكم است به غليان به غير نار، و اظهر طهارتِ مطروح در آنست به تبعيّت بعد از تثليث .
7 - هرگاه كشمش و خرما را در ميان آش يا طعامهاى ديگر بجوشانند يعنى مغز آن به جوش آيد چه صورتى دارد:
بسمه تعالى
هنگاميكه به جوش بيايد ظاهر خرما و كشمش در روغن يا مثل آن پس احوط اجتناب است از جهت خوردن و آشاميدن و از حيث طهارت و نجاست خواه علم به جوش آمدن باطن آن حاصل شود يا نشود.
8 - اگر خرمائى نارس در طبخ به جوش آيد حكمش چيست .
بسمه تعالى
پاك و حلال است .
9 - جمعى طعام مى خورند، يكى از آنها فَضْله موشى در آن طعام ديد آيا واجب است ديگران را بگويد يا نه :
بسمه تعالى
واجب نيست به آنها بگويد اما خودش نخورد، اگر بعد احتياج به مباشرت آنها را داشت اعلام كند و هر چه نجس شده تطهيرش كنند.
10 - حناء نجس را اگر به ريش يا به سر بمالد حكمش چيست .
بسمه تعالى
بعد از شستن ريش و سر، رنگ آن پاك است و آنچه از اجزاء كوچكش باقى مى ماند بعد از شستن ظاهر آن پاك است .
11 - اگر به ناخن كسى سنگى يا چيز ديگرى بخورد و خون در زيرش بميرد و بعد سوراخى پيدا شود آيا آن خون پاك است يا نه .
بسمه تعالى
اگر خون استحاله شده است پاك است و اگر صدق خون مى كند، نجس است و همچنين در غير ناخن .
12 - اگر طفل شيرخوار پسر يا دختر به جاى شير، شيرخشك مصرف مى كنند و هنوز غذاخور نشده اند، به جائى بول بكنند مثل فرش ، لباس ، زمين و امثال ذلك حكمش چيست .
بسمه تعالى
در صورتى كه طفل شيرخوار پسر باشد و هنوز غذاخور نشده و شير خنزيرو كافر هم نخورد باشد بلكه على الاحوط شير نجس هم نخورده باشد با ريختن آبى كه بر بول او غلبه نمايد در تطهير آن كافى است و حكم در غير پسر مبنى بر احتياط است و شيرخشك در حكم غذاست و حكم مذكور در بول پسرى كه شيرخشك مى خورد جارى نمى شود.
وضو
نماز گزار، براى اقامه نماز بايد وضو بگيرد و در بعضى از موارد بايد غسل كند، پس اگر نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، بايد به جاى آن كار ديگرى به نام تيمّم انجام دهد.
مساءله 40 :
در وضو واجب است كه با نيّت ، صورت و دست ها را بشويند و جلو سر و روى پاها را مسح كنند.






پاسخ با نقل قول
Bookmarks