جشنواره تئاتر کانون ها به کار خود پايان داد

--------------------------------------------------------------------------------

دوشنبه 27 آذر ماه 1385 00:25

ايسنا: پنجمين جشنواره تئاتر کانون ها با معرفي برگزيدگان و با تقدير ويژه از اسماعيل خلج ، نمايشنامه نويس و کارگردان پيشکسوت تئاتر به پايان رسيد.
مراسم اختتاميه اين جشنواره با حضور محمدمهدي عسکرپور ، علي عسکري و علي اکبر قاضي نظام از مسوولان فرهنگي شهرداري تهران و جمعي از هنرمندان از جمله عزت الله انتظامي در تالار اصلي تئاترشهر برگزار شد. در اين مراسم ، ايرج راد بيانيه مشترک هيات داوران را قرائت کرد. در اين بيانيه ، بر ضرورت آموزش استعدادهاي جوان ونيز لزوم حمايت از فعاليت هاي مستمر تئاتر در فرهنگسراهاي تهران تاکيد شده بود. از سوي ديگر ، به گزارش مهر ، در بخشهاي مختلف اين جشنواره ، جوايزي به مهدي حسين پور ، علي سيف ، مريم ايرانمنش ، مسلم قاسمي ، حميدرضا ري شهري ، هلن محمدرضايي ، جلال منتظري ، صادق ميرزايي ، حميدرضا ري شهري ، حامد زحمتکش ، مهدي فرشيدي سپهر،ميترا حکيم هاشمي ، آرش عباسي ، مهران نيک زاد، اميرعباس حسيني ، رويا دعوتي ، نفيسه زارع ، پرستو کرمي ، سولماز منصوري راد، آزاده حسومي ، هوشنگ فضلي ، خيراله تقياني ، آرش عباسي ، حميدرضا حسينعلي و مينو ميرشاه ولد اهدائ شد.اين مراسم با امضاي لوح يادبود از سوي عزت الله انتظامي ، اسماعيل خلج ، پري صابري ، ايرج راد، علي عسکري ، قاضي نظام ، عسکرپور، چيستا يثربي و بابک محمدي به پايان رسيد. اسماعيل خلج که قرار است بزودي نمايش «هفت نمايش کوتاه » را به صحنه ببرد در نشست خبري جداگانه اي به پرسش هاي خبرنگاران پاسخ داد.به گزارش مهر، در اين جلسه خلج درباره گروه تئاتري خود گفت : من از آغاز باني گروه تئاتر کوچه بودم که در اين گروه ، هنرمندان بسياري با من همکاري داشتند؛ اما پس از انقلاب ، عده اي همکاري خود را با گروه قطع کردند و تنها تعدادي از هنرمندان قديمي مانند رضا رويگري ، فردوس کاوياني و رضا اکبري در اين گروه ماندند.کارگردان هفت نمايش کوتاه درباره اين که چرا هيچ کدام از اپيزودهاي نمايش اسم ندارند، گفت : هر اسمي که به فکر من رسيد، نمايش را محدود مي کرد يا به آن خط مي داد؛ در حالي که من دوست دارم تماشاگر بدون هيچ ذهنيتي ، نمايش را ببيند و از آن لذت ببرد. يک دليل ديگر هم اين بود که با آن که همه اپيزودها يک قصه واحد را روايت مي کنند، اما موضوع کلي نمايش براي خود من کمي مبهم بود.وي در ادامه افزود: نوع نگارش من طوري است که تا کار روي صحنه اجرا نشود، مخاطب نمي تواند معناي کار را درک کند. خلج درباره راهکارهاي خود براي قابل فهم شدن نمايش با توجه به قدمت نمايشنامه و تغييرات در زبان مردم گفت : اين نمايشنامه بر اساس زبان محلي يا زبان قوميت خاصي نوشته نشده و هنوز مردم در جنوب و حتي مرکز شهر با همين زبان صحبت مي کنند. مفهوم نمايش براي ما مهم بود که با توجه به موضوع نمايش يعني مرگ و فقر، زمان خاصي براي آن وجود نداشت.