وقتي اومدم چونان حالتو مي گيرم که نفست بند بياد از ترس پاهات بلرزه همچين آبروت رو مي برم که سرتو بالا نگيري بچه سوسول من قبض موبايلتم.
.................................................. ..
به یارو ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطي مي کني ؟؟!!!!!
.................................................. ..
از یکی ميپرسن ساعت چنده بلد نبوده بگه يه کم اينور اونورو نگاه ميکنه ميگه بدو بدو ديرت شده.
.................................................. ..
سنگ سپيدي نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه مي طلبيدم... باد فرارسيدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بيخود شدم... دقايقي بعد زانوهايم لرزيد و من سرخ شدم!! زرد شدم و تو آمدي!... من سيفون را کشيدم آب تو را برد.
.................................................. .
اگه اين روزا حس كردي توي قلبت بجاي صداي "تاپ تاپ "صداي اره و تيشه مياد نترس! مريض نشدي "من دارم توي دلت واسه خودم يك كلبه مي سازم"
.................................................. ..
چگونه لج شوهرتان را دربياوريد..... 1:با ماشين ريشتراشي اش خيار رنده کنيد 2:وقتي روزها خسته مي آد خونه تلفن بزنديد به شمسي خانوم و تا شب غيبت کنيد 3:يه ليست از اسامي مردان تهيه کنيد و جلوي هر کدوم يه قرار ملاقات بنويسيد و بزنيد رو در يخچال. 4:شلوارش رو به همراه مدارک وپاکت سيگارش داخل ماشين لباسشويي بندازين 6:وقتي مي خواهيد بريد خريد مانتو قرمز و روسري زرد گل گلي تون را بپوشيد.
.................................................. .
تو را از گُل نه از گِل آفريدند ... زعطرياس وسنبل آفريدند
نمي دانم تو را با اين همه حسن ... چرا اينگونه منگل آفريدند؟
.................................................. ..
تا حالا کسي بهت گفته که چقدر ناز و خوشگلي؟
نه؟ من هم نمي گم!
.................................................. ..
يکي تصادف ميکنه و ميميره . يکي پير ميشه ميميره ، يکي بيمار ميشه و ميميره . بالاخره هرکسي يه جوري ميميره . ولي من واست همه جوره ميميرم.
.................................................. ..
یارو مياد تهران ، ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن . ميگه : اِ ، پس اينا دماقشونو با چي پاک ميکنن!
.................................................. ..
نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم
.................................................. ..
تو را به جاي تمام کساني که نمي شناسم دوست مي دارم تو را به جاي تمام روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم براي خاطر عطر نان عشق و براي خاطر اولين گناه تو را به جاي کساني که نمي شناسم دوست دارم و ترا به جاي کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم
.................................................. ..
يک روز راننده تاکسي به مسافره که شبيه ژاپني ها بوده ميگه آقا ببخشيد شما ژاپني هستيد اون ميگه نه بار دوم ازش مپرسه شما ژاپني هستيد بازم ميگه نه بارسوم بازم ميپرسه ياروه از کوره در ميره ميگه آره راننده تاکسي ميگه به قيافت نمياد.
.................................................. ..
زندگي مسابقه نيست، زندگي يک سفر است و تو آن مسافري باش که در هر گامش ترنم لحظه ها جاري است.
.................................................. ..
يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي کردن بعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي داره و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي هميشه کور ميشه ديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونست.






پاسخ با نقل قول

Bookmarks