در مورد تاریخ قبل از اسلام کشور ایران و حرف ها و شایعاتی از قبیل :نقش یهود در برآمدن هخامنشیان - اشکانیان دروغی بزرگ و ساسانیان واقعیتی دگرگون و نقش یهود و صهیونیست در ایجاد اختلاف و جدل بین ایرانیان و عرب ها و همچنین عرب ها و دیگر قوم ها و بهره برداری های سیاسی در این زمینه در قسمتی از نشریه توضیح فرمایید. ضمنا می توان از نظرات و آثار استاد ناصر پور پیرار که در این زمینه حرف هایی برای گفتن دارند استفاده کرد و یا به نقد و مخالفت با این نظرات پرداخت به هر حال تاریخ 2500 ساله یا 4000 ساله یا به قول بعضی ها 6000 ساله ایران و نقش اسلام در ایران با تناقض هایی روبرو شده است. امید است به این مقوله توجه فرمایید.
در اوایل قرن ششم قبل از میلاد، قدس به دست پادشاه بابل بخت نصر، سقوط کرد و تعداد زیادی یهودی اسیر شد. این اسیران به بابل برده شدند. کورش پادشاه ایران در سال 538 قبل از میلاد به بابل حمله کرد، بخت نصر را شکست، یهودیان اسیر را آزاد کرد و به آنان اجازه داد که به فلسطین باز گردند. رفتار کورش با یهودیان اسیر، خوب بود ( تاریخ فلسطین القدیم، ص 34 به بعد، دکتر سامی سعید الاحمد).
یهودیان به مدت هفتاد سال به صورت اسیر در بابل بودند. از 332 تا 538 قبل از میلاد ایرانیان بر فلسطین مسلط بودند و با لشکرکشی اسکندر مقدونی، تسلط ایرانیان از بین رفت و یونانیان بر فلسطین حاکم شدند و یهودیان زیر سلطه یونانیان بودند (تاریخ نوین فلسطین، ص 17 به بعد، دکتر عبدالوهاب تیالی، ترجمه محمد جواهر کلام، چاپ اول).
در پایان سال پانزده هجری قمری قدس به دست نیروهای مسلمان فتح شد و از سال 15 هجری تا سال 1947 میلادی فلسطین در اختیار مسلمانان بود ( تاریخ طبری، ج 3، هشت جلدی، ص 105، حوادث سال 15 هجرت).
یهودیان در طول تاریخ همواره زیر سلطه بوده اند و استقلال نداشته اند. زمانی زیر سلطه فرعون مصر و پس از آن زیر سلطه حکومت بابل، پس از آن زیر سلطه ایران، پس از آن زیر سلطه یونانیان، پس از آن زیر سلطه رومیان و پس از رومیان زیر سلطه مسلمانان بوده اند.
بر این اساس این قوم ابزار لازم برای تسلط بر قوم ها وکشورها را نداشت و برای همین نقش اساسی و مستقل نمی توانستند داشته باشند. حکومت کورش در جهان آن روز در همه جا نقش کلیدی داشت و بر همه جا مسلط بود و به خاطر همین یهودیان اسیر و در بند را از بردگی و اسارت نجات داد ولی یهودیان کاره ای نبودند تا در به حکومت رسیدن پادشاهان ایران نقشی داشته باشند. آنچه درباره ایران و یهود قبل از اسلام می توان به یقین گفت همین است که حکومت ایران، آنان را از اسارت بابلیان نجات داد و آنان وامدار حکومت ایران شدند. توجه به این داشته باشیم که یکی از روش های تبلیغاتی یهودیان، این است که یهودیان را گاهی بسیار بسیار هوشیار، خطرناک و متفکر و کاردان معرفی می کنند و گاهی هم بسیار بسیار مظلوم و ستمدیده معرفی می کنند. در حالی که چنین نیست و اگر چنین بود پس چرا عرب جزیره العرب، آنان را از جزیره العرب بیرون کردند؟ و اگر آنان بسیار بسیار با هوش بودند پس چرا در تاریخ گم شدند؟
در عصر حاضر دشمنان مسلمانان که بر فلسطین مسلط شدند و تسلط حکومت اسلامی را از بین بردند، یهودیان فلسطین و جهان را برای رسیدن به اهداف خود به عنوان ابزار کار انتخاب کردند و فلسطین را تقسیم و یک قسمت آن را برای یهودیان به عنوان کشور مستقل درست کردند. اکنون یهودیان ساکن فلسطین ابزاری هستند که حکومت های استعمارگر با آنان به اهداف خود می رسند و خود این یهودیان کاره ای نیستند و اگر یک روز این حکومت های استعمارگر، دست از این یهودیان بردارند، آنان نمی توانند یک ساعت هم دوام بیاورند. حکومت های استعمارگر با استقرار انواع بمب های اتمی و سلاح های دیگر این یهودیان را حفظ می کنند وگرنه خود اینها قدرتی ندارند.
تاریخ زندگی یهودیان را در نظر بگیرید خواهید دید که این قوم، همواره زیر سلطه بوده اند و نقش کلیدی در هیچ حادثه ای نداشته اند بلکه اینها ابزار کار بودند.
در مورد اسلام و ایران به این نکته اشاره می کنیم که فتح ایران توسط نیروهای مسلمان یک مسأله است، مسلمان شدن ایرانیان یک مسأله و شیعه شدنشان مسأله سوم است.
مردم ایران در زمان ساسانیان نخواستند در برابر نیروهای مسلمان مقاومت کنند و بجنگند چون این جنگ، جنگ معمولی نبود و مردم ایران که معتقد به دین بودند نمی توانستند در این جنگ شرکت کنند چون این جنگ، به نام دین بود و مسلمانان به خاطر کشورگشایی حمله نکرده اند بلکه مسلمانان حمله کرده اند تا حکومت ایران را که مانع پیشرفت دین اسلام و ضد دین اسلام است از بین بردارند تا صدای دین اسلام که دین جدید است به گوش مردم برسد وگرنه مهاجمان مسلمان، کاری با مردم نداشتند. توجه داشته باشیم که فتح ایران در سال 31 هجری قمری صورت گرفت ولی مسلمان شدن ایرانیان به این سرعت نبود بلکه مسلمان شدنشان به تدریج بود. نیروها هر شهری را که فتح می کردند به آنان می گفتند: یا مسلمان بشوید و یا جزیه بدهید و هیچ وقت کسی را به اجبار به اسلام دعوت نکردند. مسلمان شدن ایرانیان به صورت گسترده از قرن سوم شروع شد. در این قرن مردم ایران تلاش کردند تا از حکومت خلفای عباسی رها شوند و پس از این که ایران مستقل شد ایرانیان گروه گروه و منقطه به منطقه به اسلام روی آوردند و آزادانه هم مسلمان شدند نه به زور شمشیر چون شمشیری در کار نبود. مردم طبرستان و شمال ایران تا سیصد سال پس از هجرت هنوز مسلمان نشده بودند و بیشتر مردم کرمان در تمام مدت خلافت امویان زرتشتی بودند. مردم ایران از قرن چهارم هجری به بعد فرهنگ اسلامی را به عنوان فرهنگ خود انتخاب کردند و از آن زمان تا به امروز چنین مانده اند.






پاسخ با نقل قول
Bookmarks