نرمی را در دستم احساس میکنم اما نه نرمای دستان تو
کامم گرم است اما نه از لب های تو
.
.
.
اه سیگارم ..
مرا بسوزان در این شب تاریک تا به یاد نیاورم انچه بر من گذشت
تا حس نکنم صدایی را که در همین نزدیکی در گوشم نجوا می کند ..
بغض ، موج احساساتم را به ساحل می برد
.
.
.
در این سکوت صدایی طنین انداز می شود
" ای به داد من رسیده ، تو روزای خود شکستن .. "
و من ارام به خواب میروم
" حسین "






پاسخ با نقل قول
Bookmarks