شباب عمر عجب با شتاب مي گذرد
بدين شتاب خدا يا شباب مي گذرد
شباب و شاهد و گل مغتنم بود ، ساقي
شتاب كن كه جهان با شتاب مي گذرد
خوش آن دقايق مستي كه زير ساية بيد
بنالة دف و چنگ و رُباب مي گذرد
به چشم خود گذر عمر خويش مي بينم
نشسته ام لب جوئي و آب مي گذرد
غبارِ آيينة دل حجاب ديدة ماست
وگرنه شاهد ما بي نقاب مي گذرد
به آب و تابِ جواني چگونه غره شدي
كه خود جواني و اين آب و تاب مي گذرد
كمان چرخ فلك شهريار در كف كيست ؟
كه روزگار چو تير شهاب مي گذرد






پاسخ با نقل قول
Bookmarks