بیا این لحظه به جای غبطه به بود و نبود
دستان یکدیگر را گرم بگیریم و تا سکوی بلند محبت ببریم
آنجا ، زیبا ، چشم هایمان را ببندیم و به خاطرات خوب بیندیشیم
ثانیه ها می گذارند
... و از قدم های میان راه و بی راه
رازی خواهد ماند ، ساده
بگذریم ...
سال نو مبارکتان باشد
آرزو می کنم
سلامت
سربلند و شاد
در همه ی لحظه ها
شِکر ریزان باشد زندگی تان
اگه خاطره ای از شهر سخت افزار داری برامون تعریف کن !
بهترین خاطره من همون روز های نمایشگاه الکامپ بود که بیشتر بچه های تیم مدیریت شهرسخت افزار دور هم بودن و حال و هوای آموزش اورکلاک و رکورد های پی در پی بچه ها و ... ( خوشا شادی های اون روز ... )
اگه یه پاک کن واقعی داشتی از 92 چیا رو پاک میکردی ؟
راستش برای هر کسی توی هر سال اتفاق های زیادی می افته و گاهی بعضی ها انقدر تلخ هستن که بسادگی نشه ازش گذشت ...
سال 92 با خوبی و بدی هاش رد شد ، چه پاکن باشه چه نباشه گذشته و می گذره ...
سال 92 به من آموخت ...
بعضی انتخاب ها مثل دارویی می مونه که دکتر تجویز می کنه ، تلخ اما موثر ...
یه یادگاری تقدیم کن به بچه های شهر سخت افزار ! ( این یادگاری میتونه یه عکس، موزیک، جمله، ... باشه )
آن که رسوا خواست ما را ، پیش کس رسوا مباد !
وان که تنها خواست ما را ، یک نفس تنها مباد !
آن که شمع بزم ما را با دَمِ نیرنگ کشت
محفلش ، یارب ، دمی بی شمع شب فرسا مباد !
چون گزیر از همدمی گردنکش و مغرور نیست
با من از گردنکشان ، باری ، به جز مینا مباد !
چون گل رؤیا به گلزار عدم روییده ایم
منّتی از هستی ی ِ ما بر سر دنیا مباد !
می توان خفتن چو در کوی کسی همچون غبار
پیکر تبدار ما را بستر دیبا مباد !
سایهٔ ویرانهٔ غم خلوت دلخواه ماست
کاخ مرمر گون شادی از تو باد از ما مباد !
ما و بانگ شب شکاف مرغک آواره یی
گوش ما را بهره از شور هزار آوا مباد !
غرق سرگردانی ی ِ خویشیم چون گرداب ِ ژرف
هیچمان اندیشه از آشفتن دریا مباد !
امشبی را کز مِی ِ پندار ، مست افتاده ایم
با تو ، سیمین ، وحشت هشیاری فردا مباد !
با آرزوی بهترین ها ، سید امیر







Bookmarks