مجازات مرگ براي مردي که همسرش را درون يخچال گذاشت

مردي که پس از قتل همسر صيغه اي خود جسد او را در يخچال خانه قرار داده بود، پس ازمحاکمه در شعبه 71دادگاه کيفري استان تهران به مجازات مرگ محکوم شد.
ساعت 22.30 روز چهارم آبان سال 84 مردي با مراجعه به ماموران در حالي که بشدت وحشت زده بود عنوان کرد، دقايقي پيش دوستش او را به خانه اش دعوت کرده و پس از ورود به خانه متوجه شده است که وي همسر خود را کشته و جسدش را در يخچال قرار داده است.
به دنبال اين اظهارات ، ماموران به محل عزيمت کردند و پس از دستگيري متهم ، جسد را به دستور بازپرس ويژه قتل کرج به پزشکي قانوني منتقل کردند.
متهم با هويت محمد - ب در تحقيقات مقدماتي گفت: مقتول ، همسر صيغه اي وي به هويت اکرم است که 2 ماه پيش با او آشنا شده و پس از مشاجره لفظي از آنجاکه احساس مي کرده وي با فردي در ارتباط بوده است ، پس از درگيري او را خفه کرده است.
به دنبال اين اعترافات ، ماموران در مرحله بعدي مادر اين زن 22 ساله را شناسايي کردند و پس از ارائه شکايت از سوي وي ، متهم بعد از بازسازي صحنه جنايت با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.

محاکمه و مجازات


اين گزارش حاکي است ، با محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ، مادر مقتول با حضور در دادگاه براي عامل قتل دخترش درخواست قصاص کرد.
با دعوت عزيز محمدي ،قاضي شعبه 71 از متهم براي دفاع ، وي گفت: روز حادثه قصد قتل همسر صيغه اي خود «اکرم» را نداشتم. او مدام با من جر و بحث مي کرد و از پسر جواني حرف مي زد تا مرا عصباني کند.
متهم افزود: عصبانيت من وقتي افزايش پيدا کرد که او عنوان نمود خواستگار بهتري از من داشته است.
با شنيدن اين جملات به يکباره کنترل خود را از دست داده و او را به قتل رساندم و سپس از ترس جسد وي را درون يخچال خانه پنهان کردم. اکنون نيز پشيمان هستم.
با دفاعيات متهم و وکيل مدافع وي ، قاضي عزيزمحمدي به اتفاق 4 مستشار دادگاه کيفري استان تهران ، حکم قصاص مرد متهم را با پرداخت فاضل ديه صادر کرد و پرونده به ديوان عالي کشور ارسال شد. با تاييد حکم صادره از سوي قضات ديوان ، پرونده به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شد تا حکم صادره به مرحله اجرا درآيد.
در نگاه زن جوان دنيايي تمنا و التماس موج مي زد. همانند کبوتري که در يک اتاق در بسته گرفتار شده بود، به هر سو مي دويد تا شايد روزنه اي براي نجات خود بيابد.
شوهرش در حالي که رگهاي گردنش متورم شده بود به او نزديک شد و با تمام تواني که داشت ، گلوي او را فشرد آخرين ناله هاي زن خاموش شد و آنگاه مرد جوان در حالي که عرق سردي روي پيشاني اش نشسته بود، لحظه اي به خود آمد. ابتدا تصور کرد، همسرش براي فرار از خشم او، خود را به بيهوشي زده است.
چند بار صدايش کرد، اما زن جوان خاموش چشم به سقف خانه دوخته بود.
مرد جوان سراسيمه در وسط اتاق قدم مي زد، آنگاه به ذهنش رسيد که جسد همسر جوانش را در يخچال خانه جاي دهد. او مي گريست و ابراز ندامت مي کرد. مستاصل و درمانده خانه را ترک کرد و به سراغ يکي از دوستانش رفت و از او خواست به اتفاق به خانه اش بروند.
در مقابل اين اصرارها وقتي دوستش به خانه او آمد؛ در يخچال را گشود و با مشاهده جسد زن نحيف چند قدم به عقب رفت و وحشت زده از خانه فرار کرد.دقايقي بعد، صداي آژير پليس که به محل حادثه نزديک مي شد، خبر از يک حادثه دلخراش مي داد.
جام جم آنلاین...