تركه داشته از تو جزیره آدمخورا رد میشده، یهو میبینه آدم خورا محاصرش كردن. بیچاره جفت میكنه با حال زار میگه: ای خدا بدبخت شدم! یهو یك صدایی از آسمون میاد: نترس بنده من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بكوب به سر رئیس قبیله. تركه خوشحال میشه، سنگ رو میكوبه تو كله رئیس قبیله. رئیسِ قبیله جابهجا میمیره، باقی افراد قبیله شاكی میشن، نیزه به دست، شروع میكنن دویدن طرف تركه! یهو یك صدایی از آسمون میاد: خوب بنده من، حالا دیگه بدبخت شدی !برای مشاهده این لینک/عکس می بایست عضو شوید ! برای عضویت اینجا کلیک کنید






پاسخ با نقل قول
Bookmarks