ساکن دیار تنهائی ام
هم نشین رودخانه های بیشمار که به دریا میروند
ودست خالی بر میگردند
خالی از هر دوست وآشنا برای من !
ترانه های عاشقانه از هزاران گلو فریاد می شود
اما نه اینجا
نه برای من
که اینجا فقط تنهائی است
آه ! درد بی درمان عشق
دست کم بگذار بمیرم