به خصوص سر مسائلی که برای فردی بسیار مهم هست طرف باید سرش به سنگ بخوره تا خودش بخواد تغییر کنه . :give_rose:نقل قول:
Printable View
به خصوص سر مسائلی که برای فردی بسیار مهم هست طرف باید سرش به سنگ بخوره تا خودش بخواد تغییر کنه . :give_rose:نقل قول:
پس می شه با این نتیجه گیری بحث رو جمع بندی کرد:
یا اخلاقیات اجتماعی که توی جامعه کنونی هست می پذیریم یا رد می کنم یا اینکه به نوع دیگی که خودمان فکر می کنیم عمل میکنیم .(البته نمی شه با یک جمله بحث رو نتیجه گیری کرد)
اگه صحبتی بود در این زمینه گفته بشه تا بریم مبحث بعدی.با سپاس:give_rose:
خوب با اجاز دوستان بحث رو عوض میکنم.
انتظار از خود
از خودمان انتظار داریم انتظار که بلای جان ماست چرا از خودمان انتظار داریم؟چون خود مان را همان طور که هستیم قبول نداریم.چرا خود مان را که همان طور هستیم قبول نداریم؟
چون فکر می کنیم شخصیت ما مطابق با ایدهال های ما نیست.این ایده ال ها را از کجا اوردیم؟از اجتماع گرفته ایم پس باید اجتماع رو بشناسیم.باید جامعه را بشناسیم به نظر شما اینطور نیست؟
یه دانشمندی هست میگه:نقل قول:
از خودمان انتظار داریم انتظار که بلای جان ماست چرا از خودمان انتظار داریم؟چون خود مان را همان طور که هستیم قبول نداریم.چرا خود مان را که همان طور هستیم قبول نداریم؟
چون فکر می کنیم شخصیت ما مطابق با ایدهال های ما نیست.این ایده ال ها را از کجا اوردیم؟از اجتماع گرفته ایم پس باید اجتماع رو بشناسیم.باید جامعه را بشناسیم به نظر شما اینطور نیست؟
انسان خود در آیینه دیگران می بیند و می شناسد.(مشهوره به نام نظریه خود آیینه سان)
خب یکی که دیگران اونو به عنوان یک آدم متشخص می شناسند از دیگران انتظار داره که به او احترام بذارند.
همینه که انسان ها انتظار از خودشون دارند.:great:
یکی که دیگران مخترع صداش می زنند از خودش انتظار اختراع کردن پیدا می کنه؟؟:cool:
راستی تو خوبی دکتر؟؟؟:1. (38):
به نظر من برای تغییرات همه باید دست به دست هم بدن و اینجاست که میگن یک دست صدا نداره :yes:
منظورت بابا و مامان هست از دست به دست هم بدن:great:نقل قول:
به نظر من برای تغییرات همه باید دست به دست هم بدن و اینجاست که میگن یک دست صدا نداره :yes:
اخلاقیات و تغییر اون میتونه توی سطح زندگی ادمها تاثیر بزاره وقتی یه انسان یه موضوع اخلاقی که از دیر باز در
جامعه ای که زندگی میکنه قبول میکنه در حقیقت خودش رو پایبند به رعایت اون میدونه و هر کس بر اساس توانایی
های خودش در راه اون تلاش میکنه ولی هیچ کدوم به این فکر نمیکنن که برخورد با دیگران و پذیرش نقطه ضعفها
میتونه راهکاری باشه برای بهتر شدن و به ارامش رسیدن پس اگر قراره تغییری در جامعه ایجاد بشه بهتره اول با
شنیدن هر نقطه نظری در مورد رفتار خودمون و فکر کردن روی درست بودن مسیر به تغییر یاتحکیم یک اخلاق و
هنجار بپردازیم
پس اولین راه خوب گوش دادنه که در جامعه کنونی همه شنونده هستند و گوش دادن را یاد نگرفتن
دومین راه تفکر بر هر چیزی که بعنوان انتقاد بیان میشه
سومین راه تغییر خودمون به عنوان یک عنصر موثر در جامعه است
وقتی خود را تغییر دهی با اینکه شاید غیر عادی به نظر برسی میشه کم کم به تغییر جامعه و اخلاقیات یا تحکیم
بهتر زندگی امیدوار بود
انتظار از خود
گاهی انتظار داشتن یا توقع داشتن اینکه من بعنوان یه ادم فلان کار رو انجام بدم در حقیقت در راه بهتر شناختن توانایی
های خودمونه و گاهی برای جلوه دادن خودمون به دیگران حتی به قیمت زیر پا گذاشتن حس خودمون یعنی انسانها یا
بر اساس توانایی از خودشون توقع دارن یا بر اساس اجبار جامعه و برای مطرح کردن خودشون
که در مورد اول این انتظار از خود میتونه سازنده باشه و حس اعتماد رو در انسان بالا ببره
ولی در نوع دوم به عقده های خرد کننده ای تبدیل میشه که یک روز سر باز میکنه و هم فرد رو خرد میکنه و هم به
تباهی جامعه منجر میشود